محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1569

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

من ايدون به خواب ديدم كه آتشى بزرگ از من جدا شدى و به هوا اندر رفتى و به همه جهان برسيدى ، پس فرود آمدى و به آب روان اندر افتادى . چون بپرسيد ، گفتند : اين كودك چنان شود كه فسادها كند و از آن كسان باشد كه بسيار خون بريزد . و كارش چنان بزرگ شد كه همه خوارج كه بر حجّاج بيرون شدند از وى بتر نبود . و آن رنج و . . . كه حجّاج از دست او كشيد از كس نكشيد . و بيرون شبيب . . . مطرف بن مغيرة بن شبيب امير مداين بود از دست حجّاج ، بر حجّاج بيرون آمد . . . » ( برگ 291 b نسخهء فا ) ، و نيز ر . ك : ( تاريخ طبرى ، ج 8 ، صص 78 - 977 ، الكامل ، ج 4 ، ص 433 ) ص 796 ، س 7 : در نسخه هاى ما عامر بن وائله آمده بوده كه بر حسب متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1054 ) و الكامل ( ج 4 ، ص 462 ) صورت درست آن را آوردم ، و او ابو الطفيل عامر بن واثلة الكنانى است . ص 797 ، س 23 : در متن ما ، به اعتبار نسخه ها ، عبارتى آمده است كه در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1059 ) ، و نيز الكامل ( ج 4 ، ص 464 ) نقيض آن آمده است . متن ما مىگويد : « اگر اين حديث از سكستان است جاى ترس است » . اما متن تاريخ طبرى مىگويد : « فقال يا امير المؤمنين ، ان كان هذا الحدث من قبل سجستان فلا تخفه ، و ان كان من قبل خراسان تخوّفته . . . » . به گمان من از عبارت متن ما ، جمله اى كه معطوف به خراسان است افتاده است كه خبر آن « جاى ترس است » همچنان به جاى مانده ! ص 804 ، س 15 : در متن ما ، تاريخ مرگ مهلَّب « به ماه ذى الحجّه اندر بمرد به سال هشتاد و سه » آمده است . متن تاريخ طبرى مىگويد : ( ج 8 ، صص 84 - 1083 ) « قال و توفى فى ذى الحجّة سنة 82 ، فقال نهار بن توسعة التميمى : الا ذهب الغزو المقرّب للغنى * ومات النّدى والجود بعد المهلَّب اقاما بمرو الرّود رهنى ضريحه * و قد غيّبا عن كلّ شرق و مغرب . . . . » البته شعر نهار بن توسعة در دو نسخهء ص و صب آمده است . در الكامل نيز ( ج 4 ، صص 76 - 475 ) سال مرگ مهلب ذيل حوادث سال هشتاد و دو آمده است .