محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1561

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

شعرى كه گفته اند . ص 780 ، س 20 : در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 827 ) نام فرستادهء خالد ، داود بن قحذم آمده است ، كه به عقب خوارج مىرود . و نيز در الكامل ، ج 4 ، ص 344 . ص 787 ، س 6 : آنان كه از قطرى بيازردند ، به جانب عبد رب الكبير ، عبد ربه الكبير ، رفتند . ماجرا در متن طبرى ( ج 8 ، ص 1006 ) آمده است ، و نيز در الكامل ( ج 4 ، ص 438 ) ، و نام آن كشنده مقعطر ضبّى . ص 787 ، س 20 : در نسخه هاى ما نام كعب الاشقرى به گونه هاى نادرست آمده است ، و اين نام را از متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، صص 18 - 1007 ) برگرفتم . « الاشقر بطن من الازد » است و شعرى گفت كه نسخهء اساس ما نياورده ولى بيتهايى از آن در نسخهء فا آمده است : يا حفص انّى عدانى عنكم السّفر * وقد ارقت فآذى عينى السّهر علَّقت يا كعب بعد الشّيب غانية * والشّيب فيه عن الاهواء مزدجر در ترجمهء تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 3646 ) اين نام كعب اشقرى و شعر او نيامده است . ص 788 ، س 22 : شعر عبيدة بن هلال در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1021 ) و نيز الكامل ( ج 4 ، ص 443 ) آمده است و مطلع آن اين است : لعمرى لقد قام الاصمّ بخطبة * لذى الشكّ منها فى الصّدور غليل اين شعر و اين اشاره هم در ترجمهء تاريخ طبرى نيامده است . ص 790 ، س 5 : در نسخه هاى ما صريحا « اشتر » آمده است كه حجاج او را ، جبيب مهلَّب را داده بود . و چنان كه در وصف نسخه ها آمده است ، نسخهء فا عموما « شين » را بى نقطه مىنويسد ، ولى در اينجا بتصريح « اشتر » نوشته است . در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1035 ) ، سخن از « بغلة خضراء » است ، و نيز در الكامل ( ج 4 ، ص 448 ) . ص 793 : در دو نسخهء ص و صب ، بخشهايى آمده است كه در نسخهء اساس ما ، و نسخهء همگون آن