محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1544

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

« ابن زينبى از جانب اهل دستباى رى نيز با وى صلح كرد ، زيرا دستبى دو بخش بود : دستباى رى و دستباى همدان . . . » . ص 524 ، س 15 : دربارهء « قها » اصطخرى مىنويسد ( مسالك و ممالك ، ص 117 ) : « و در ناحيت رى ديهها است بزرگتر از اين شهرها چون ورامين و ارنبويه و . . . شنوده ام كى در هر دهى از اين قرب ده هزار مرد زيادت بود ، و روستاهاى قصرانين درونى و بيرونى . . و دماوند و كها و مركوى » . آقاى دكتر حسين كريمان در توضيح اين نام مىنويسد : « قوسين رستاقى در رى بوده كه ديهى بزرگ به همين نام داشته ، و قلعه اى استوار در آنجا ساخته بوده اند . اصطخرى - ص 123 - در مقام بر شمردن رستاقهاى رى گفته : قصران الداخل و الخارج . . . و دنباوند و رستاق قوسين و غير ذلك . . . . . . كه بدين موجب بايد قوسين با « كها » و « مركوى » قابل انطباق باشد . . . آيا تواند بود كه قوسين كه بى گمان معرب كوسين است ، در اصل كوهين ( كوهك ) باشد ؟ و بر طبق قاعدهء تبديلها و سين به يك ديگر كوسين و قوسين شده باشد ؟ » ( قصران ، بخش نخستين ، صص 83 - 382 ، رى باستان ، ج 2 ، صص 22 - 608 ) . ص 543 ، س 25 : « آذربيان » آمده در متن ، در نسخه ها صورت « اردينان » و « اردنيان » دارد . در الكامل ( ج 3 ، ص 41 ) به صورت « ارزنبان » آمده است . البته « آذربيان » نيز از متن تاريخ طبرى ( ج 5 ، ص 2699 ) گرفته شده است . ص 547 ، س 5 : قوم پارسى كوفج كه به تازى قوفص نويسند ، در متن تاريخ طبرى « قفس » ضبط شده است ( ج 5 ، ص 2704 ) و در الكامل « القفص » ( ج 3 ، ص 42 ) . « . . . و قفص به پارسى كوچ باشد ، و اين دو قوم را كوچ و بلوچ خوانند . و كوچ از كس نترسند الَّا از بلوچ ، و مردمانى صحرانشين باشند . راه نزنند و كسى را رنجه ندارند » ( مسالك و ممالك ، ص 141 ) . « زبان اهل كرمان زبان پارسى است ، و كوچ را زبانى ديگر هست ، و همچنين بلوچ را » ( همان ، ص 144 ) . « نام بلوچستان در كتيبه هاى ميخى داريوش در بيستون و تخت جمشيد مكه ( Maka ) ضبط شده است . . .