محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1536

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

طعن و ترديد بوده ، و گاه بشدت بر او تاخته اند ، و عنوان « ابن اليهوديه » به او داده اند . و از اينكه در كار مسلمانان اظهار نظر مىكرده انتقاد نموده اند ، و در اسلام او نيز ترديد داشته اند . از وى روايت كرده اند كه مىگفته است كعبه ، هر بامداد ، در برابر بيت المقدس سجده مىكند . كعب الاحبار يك چند با معاويه در شام بود ، و به روزگار خلافت عثمان در سن 104 سالگى در گذشت ، و در حمص ، و به روايتى در دمشق ، به خاك سپرده شد . در زبان فارسى كعب الاخبار ، كه تصحيفى از نام او است ، دربارهء كسى به كار مىرود كه از همهء كارها با خبر باشد . » ( دايرة المعارف فارسى ، ج 2 ، ص 2234 ، و نيز ر . ك : الاعلام زركلى ، ج 6 ، ص 85 ) اشارهء متن ما به اسلام آوردن كعب الاحبار - « و آن سال مسلمان شده بود » - مؤيّد گفتار دايرة المعارف فارسى است . ص 479 ، س 8 - 4 : در باب خصلتهاى گروهها ، در متن ما و نيز ترجمهء مرحوم پاينده ، با متن مغايرتهايى است كه ياد مىكنم : متن تازى تاريخ طبرى مىگويد ( ج 5 ، صص 16 - 2515 ) : « قسم الحفظ عشرة اجزاء فتسعة في الترك و جزء فى سائر النّاس و قسم البخل عشرة اجزاء فتسعة فى فارس و جزء فى سائر الناس و قسم السخاء عشرة اجزاء فتسعة فى السودان و جزء فى سائر النّاس و قسم الشّبق عشرة اجزاء فتسعة فى الهند و جزء فى سائر النّاس . . . » شبق در متن ما به مردى ترجمه شده است ، و از سخا و بخل سخنى نرفته ! در ترجمهء مرحوم پاينده ( ج 5 ، ص 1868 ) ، بخل به ناروا به سياهان منسوب گشته است ، و از شبق ( مردى ) ، سخنى نرفته است ، و بدين ترتيب سهم پارسيان و هنديان ناگفته مانده است . ص 488 ، س 1 : نامهاى شاهدان زنا كردن مغيرة بن شعبه با تصحيفهايى در نسخه هاى ما آمده است كه با استناد به دو متن تاريخ طبرى ( ج 5 ، ص 2529 ) ، و الكامل ( ج 2 ، ص 541 ) وجه درست آنها را ياد كردم . نام نافع بن كلده در اسد الغابه ( ج 5 ، ص 8 ) به وجه ديگرى است : « نافع بن الحارث بن كلده ابو عبد الله الثقفى اخو ابو بكره لامه امهما سميّه . . . » پيدا است كه اين سه تن - ابو بكر ، نافع بن الحارث بن كلده ، و زياد بن ابيه - برادران بودند از مادر : سميّه .