محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1531

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

عمير بن عوف . . . الثقفى پدر مختار است ( اسد الغابه ، ج 5 ، صص 49 - 248 ) . ص 430 ، س 8 : در متن ما توران دخت آمده است ، و آن درست نيست و مصحّف بوران دخت است به باء عربى يك نقطه . « بوران دخت ملكهء ساسانى ، دختر خسرو پرويز ، در دورهء هرج و مرجى كه پس از قتل ( 628 م ) خسرو پرويز پيش آمد ، در تيسفون تاج شاهى بر سر او نهادند . حدود 16 ماه پادشاهى كرد . صلح قطعى با روم منعقد ساخت . نام پوران دخت ضبط ديگرى از بوران دخت است . » ( دائرة المعارف فارسى ، ج 1 ، زير نظر دكتر غلامحسين مصاحب ) شادروان پورداود مىنويسد ( آناهيتا ، ص 372 ) : « اين نام بايد بوران باشد ، در همه جا با باء ياد شده و در سكه ها نيز به پهلوى بوراندخت است ، در اين سالهاى اخير است كه پوراندخت آورده اند . بور به معنى سرخ است . بوراندخت يعنى دخت گلرنگ ، گلگون يا سرخ رنگ ، مانند نام سهراب سرخاب . خواهرش آزرميدخت يعنى دخت پير نشدنى ، هميشه جوان . اين واژه پيوستگى با آزرم و شرم ندارد ، و نيز واژهء بوران با پور پيوستگى ندارد » . ص 430 ، س 25 : نام دهقان مورد گفتگو در متن ما حابان آمده است . در متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 2136 ) جابان است . و نيز در الكامل ابن اثير ( ج 2 ، ص 435 ) . ص 432 ، س 13 - 3 : سرداران جابان در متنهاى تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 2166 ) و الكامل ( ج 2 ، ص 435 ) نيز جشنس ماه و مردانشاه است . در اين دو متن ( ايضا ) جابان را مطر بن فضّة التيمى اسير مىكند ، و مردانشاه را اكتل بن شمّاخ العكلى . ص 433 ، س 6 : سقاطيه صورت درست جايى است كه از دو متن تاريخ طبرى ( ج 2 ، ص 2168 ) و الكامل ( ج 2 ، ص 436 ) گرفتم . ص 435 ، س 4 : دربارهء بوران دخت ، تعليقهء « ص 430 ، س 8 » ديده شود . ص 436 ، س 6 : نام اين سردار ، جبير بن نفير ثقفى ، كه از پس ابو عبيده ، پرچم برگرفت ، در متن تاريخ طبرى ، و نيز در الكامل نيامده است .