محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1524
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
در مورد عدىّ بن حاتم ، عدىّ بن صفوان منقول متن ما نادرست است ، و صفوان بن صفوان ، ( ر . ك : اسد الغابه ، ج 3 ، صص 392 و ص 23 ) . ص 361 ، س 23 : نام حطيئة بن اوس در متن تاريخ طبرى ، ( ج 4 ، ص 1878 ) بى نام پدر آمده است . عبارت الكامل ( ج 2 ، ص 345 ) هم مبهم است و نام پدر حطيئه نامعلوم . ( نيز : اسد الغابه ، ج 2 ، ص 30 ) جرول بن اوس بن مالك العبسى ، شاعر مخضرم ، نسبش آشفته بود و انتسابش تاريك . . . در اواخر روزگار پيامبر ( ص ) به اسلام گرويد ، ولى اسلامش چندان استوار نبود . هجوگويى بدزبان بود كه زن و مادر و فرزند و . . . نيز از زبان او در رنج بودند . گويند چون مرگش فرا رسيد گفت تا او را بر ماده خرى سوار كنند و بگردانند تا بميرد ، زيرا مردان بزرگوار نبايد در رختخواب بميرند ، و چنين كردند . . . تا مرگش در رسيد . ر . ك : الاعلام زركلى ، ج 2 ، ص 110 ، ريحانة الادب ، ج 2 ، صص 54 - 52 ، تاريخ ادبيات زبان عربى ، از عصر جاهلى تا قرن حاضر ، حنّا الفاخورى ، ترجمهء عبد المحمّد آيتى ، صص 153 - 149 . ص 362 ، س 20 : در نسخه هاى ما « معن بن حاجز » آمده است ، و در تاريخ طبرى ، ( ج 4 ، ص 1881 ) طريفة ابن جاحز . در كامل ابن اثير نيز ( ج 2 ، ص 346 ) معن بن حاجز آمده است . . . گفتنى است كه نسخه بدل تاريخ طبرى ، « معن » است . ( نيز : اسد الغابه ، ج 3 ، ص 51 ) ص 365 ، س 18 : خالد بن الوليد بن المغيرة . . . المخزومى القرشى . . . از اشراف قريش در جاهليّت بود . رياست سواران داشت ، و تا عمرهء حديبيه در جنگ مشركان با مسلمانان مشاركت مىكرد . به سال 7 هجرى پيش از فتح مكه با عمرو عاص اسلام آورد ، و سردارى سپاهيان اسلام يافت ، و رسول خدا لقب سيف الله به دو داد . خالد پس از وفات پيامبر ص به روزگار ابو بكر در بسيارى جنگها شركت جست و همواره پيروز بود . عمر با خالد دشمنى مىورزيد و او را از سردارى بر كنار ساخت . كنيهء خالد ابو سليمان بود . وى به سال 21 هجرى درگذشت . ( اسد الغابه ، ج 2 ، ص 93 ، الاعلام زركلى ، ج 2 ، صص 42 - 341 ) ص 370 ، س 4 : سلمى دختر مالك بن حذيفه در كامل ابن اثير ( ج 2 ، ص 350 ) و در اعلام زركلى ( ج 3 ، ص 174 ) ام زمل ( به زاء ) خوانده شده است .