محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1496
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
در سيرة النبى ( جزء ثالث ، ص 435 ) هم « ثابت بن ارقم اخو بنى العجلان » است . اما در سيرت رسول الله ( ج 2 ، ص 857 ) « ثابت بن اقرم العجلانى » آمده . مغازى واقدى همه جا ، « ثابت بن ارقم » مىنويسد ( ج 2 ، صص 69 - 755 ترجمه ، ج 2 ، صص 86 - 576 ) . در الكامل ابن اثير آمده است ( ج 2 ، ص 238 ) : « و لمّا قتل ابن رواحة اخذ الراية ثابت بن ارقم الانصارى . . . » ص 252 ، س 18 : خبر غزوهء فتح مكّه در مغازى واقدى به شرح تمام آمده است و در سيرت رسول الله همانند متن ما است . واقدى در مغازى مىگويد : « عمرو بن سالم خزاعى همراه چهل سوار از خزاعه براى دادخواهى و طلب يارى به حضور پيامبر ( ص ) آمد . . . » ( ج 2 ، ص 789 ترجمه ، ج 2 ، ص 602 ) و نيز : طبقات ، ج 2 ، ق 1 ، ص 97 . ص 253 ، س 2 به بعد : آنجا كه بو سفيان بن حرب به عذرخواهى و نو كردن صلح به مدينه مىآيد ، در سيرت رسول الله ( ج 2 ، صص 67 - 866 ) نكته اى آمده است كه در متن ما از آن سخن نرفته است . « پس ابو سفيان به همه طريقى بكوشيد و هيچ فايده نداشت . روى باز على كرد و گفت : يا على ، كار بر من سخت شده است و هيچ حيلت نمىدانم . اكنون تو آنچه مصلحت مىدانى بگوى تا من برخيزم و باز گردم . مرتضى على ، كرم الله وجهه ، مىخواست كه ابو سفيان به طريقى از پيش خود گسيل كند كه وى نرنجد از على . بعد از آن گفت : اى ابو سفيان ، اين ساعت هر چه گويى ترا فايده ندارد . لكن ترا چيزى بگويم . گفت : بگوى . پس گفت : اى ابو سفيان ، تو مهتر بنى كنانه اى و پيشواى قريشى ، و جوار تو پيش مردم قبول و مؤثر باشد . اكنون برخيز و به ميان مردم رو ، و مردم را جوار ده و بگوى كه : از هر دو جانب مردم را در جوار خود آوردم و در زينهار خود گرفتم ، و چون آن سخن گفته باشى ، از مسجد بيرون آى و برنشين و برو كه آنگاه هيچ كس را با هيچ كس كارى نباشد . پس ابو سفيان همچنانكه مرتضى على ، كرّم الله وجهه وى را گفته بود ، برخاست و در مسجد آمد و گفت : اى مردمان ، بدانيد كه من قوم قريش و اصحاب محمّد از هر دو جانب زينهار دادم و همه را در جوار خود آوردم . . . » به اين نكته در متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1624 ) ، مغازى واقدى ( ج 2 ، ص 794 ترجمه ، ج 2 ، ص 606 ) و كامل ابن اثير ( ج 2 ، ص 241 ) اشاره شده است .