محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1331
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 38 س 6 : فا و فب : افتادگى ص 36 از سطر 5 تا سطر 18 را در اينجا مىآورد پس از عبارت : « خديجه و على بگرويدند و نماز كردند » . س 8 : فا و فب : اين راز پيش كه گويد . س 9 : فب : پايان برگ 23 . س 10 : فا و فب : ابو بكر خود بگردد و ليكن اوميد همى داشت . س 24 : فا : پايان برگ 159 b . س 24 : فا و فب : به جاى عبارت : « ابو بكر آن حال بگفت » آورده است : « تو آن خويش بگوى كه حديث من دراز است » . ص 39 س 7 : فا و فب و ص و صب : [ به مسلمانى ابو بكر ] « به خبر اندر از پيغامبر چنين روايت كرده است كه پيغامبر ايدون گفت ما احد عرضت عليه الاسلام الا كان عنده كبوة غير ابى بكر فانه لم يتلعثم . گفت : هيچكس نبود كه مسلمانى بر او عرضه كردم و نه خويشتن بكشيد و گرانى و روى ترشى پيش آورد و پس مسلمان شد مگر ابو بكر كه چون بگفتمش همانگه اجابت كرد . و تلعثم چنان بود كه كسى سخن خواهد گفتن و زبان به كامش اندر نبود از آن زود گفتن و آنكه درنگ كند كبوه بود و كبوه از آتش زنه گرفته اند و آتش زنه را به تازى كبوه خوانند ، و چون سنگ بر آهن زنند و از ميان آتش بيرون آيد گويند ورى زنده ، و چون بسيار بزنند و آتش بيرون نيايد گويند كباء زنده . پس معنى خبر پيغامبر عليه السلام چنين بود كه هر كس زبان به زبان خويش بگذاشت مگر ابو بكر كه همانگه كه اين دعوت بر دل وى آمد نور اسلام همان ساعت بر سر زبانش پديد آمد . و محمد بن جرير اندر اين كتاب همچنين گويد كه زيد بن حارثه مولاى پيغامبر عليه السّلام پيش از ابو بكر مسلمان شد و گفت تنى پنجاه مسلمان شده بود كه ابو بكر مسلمان شد . و اين حديث را اصلى نيست ، و همه اصحاب اخبار و مسلمانان به خلاف اينند . » س 9 : پايان برگ 24 . س 11 : اساس وفا : « و از پس او بلال و از پى بلال حمامه و آنگاه » ، متن از ص و صب است . س 12 : فا و فب و ص و صب : پس از عبارت متن : « مسلمان همى شدند » مىافزايد : « و حسّان بن ثابت شاعر پيغامبر بود و در خبر است كه به آخر نابينا شده بود و اندر اين شعر گويد كه بو بكر نخست كسى بود كه از مردان مسلمان شد ، و شعر اين است : اذا تذكرت شجرا من اخى ثقه * فاذكر اخاك ابا بكر و ما فعلا خير البريّة ابقاها واعدلها * بعد النّبى فادقاها بما جهلا التالى تالى المحمود مشهد * واوّل النّاس فمن صدق الرسلا و عجب آن است كه محمّد بن جرير اين بيتها را روايت كرده است اندر اين و ز همه خبرها آن درستتر بود كه قول شاعران و شعر ايشان آن را تصديق كند و به همه اخبارها اندر چنان خواندم كه چون