محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
698
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر پادشاهى يزيد بن معاويه چون يزيد به پادشاهى بنشست ، همه اهل شام را بيعت بستد و به همه مسلمانان نامه كرد به خبر مرگ معاويه ، و بيعت خود تازه كرد ، و وصيّت كه پدرش كرده بود و گفته كه پس از من چنين كن ، پس او نامه كرد و ايدون گفت : بسم الله الرحمن الرّحيم من عبد الله يزيد امير المؤمنين الى فلان و فلان ، امّا بعد فانّ معاوية كان عبدا من عباد الله اكرمه الله بالولاية و استخلفه و مكّن له فعاش به قدر و مات بأجل فرحمه الله فقد عاش حميدا رضيّا و مات برّا تقيّا و يجب ان تأخذ اهل عملك الاصاغر منهم و الاكابر البّر منهم و الفاجر تجديدا لبيعتنا و انقيادا لأمرنا و تسارعا الى طاعتنا اخذا شديدا بلا رخصة و لا تأخير و السّلام . و اين كارداران كه معاويه فرستاده بود همه را به جاى خود بگذاشت . چون يزيد بنشست همه غم بدين چهار تن همى خورد تا كه بيعت كنند . پس نامه كرد به وليد ابن عتبه كه از آن چهار تن كه اندر مدينه اند بيعت من بستان . چون نامهء يزيد به وليد ابن عتبه رسيد ، مروان حكم را بخواند و با او مشورت كرد . مروان گفت : معاويه مرا وصيّت كرده است كه اين چهار تن را مجنبان و مرنجان و ليكن تو نصيحت