محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
694
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
[ خبر بيعت ستدن معاويه از بهر يزيد ] و سه سال برآمد . به سال پنجاه و شش اندر معاويه اهل دمشق را جمع كرد تا يزيد را بيعت كردند . پس از آن به همه شام و همه شهرها كس فرستاد تا بيعت يزيد بر مردمان بگرفتند . و عبيد الله بن زياد را نامه كرد تا از اهل كوفه و بصره و خراسان بيعت يزيد بستد و به پارس و كرمان و اهواز نامه كرد و از مشرق تا مغرب هر چند كه مسلمانى رسيده بود بيعت يزيد بپذيرفتند مگر پنج تن : چهار تن از مدينه و يكى از مكّه . و عبد الله بن عبّاس به مكّه بيعت يزيد نكرد ، و او به طايف بود كه ضيعت خريده بود و چشمش نابينا شده بود . او گفت : مرا چشم شد ، از من خليفتى نيايد . اگر بيعت من بود يا نبود روا بود . و از آن چهار تن كه به مدينه بودند : يكى حسين بن على بود رضى الله عنهما ، و ديگر عبد الله بن الزبير ، و عبد الله بن عمر الخطَّاب ، و چهارم عبد الرّحمن بن ابى بكر رضوان الله عليهم . و همه مدينه يزيد را بيعت كردند مگر اين چهار تن . مروان از مدينه نامه كرد و معاويه را از آن بياگاهانيد . پس معاويه به مروان نامه كرد كه اين هر چهار را مجنبان تا من بيايم ، و سعيد بن عثمان بن عفّان رضى الله عنه به دمشق بود و با يزيد بيعت كرده بود ، چون بشنيد كه اين چهار تن بيعت نكردند ، او نيز از بيعت پشيمان شد و گفت : پدر من از