محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1276

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

[ مقتل افشين به سامره ] و حديث افشين و كار او نزديك معتصم سخت بزرگ بود . و هيچ كس را محل چندان نبود كه او را و عبد الله طاهر كه امير خراسان بود . و [ افشين ] هر چيز كه از ولايت او گرد آمدى به خانهء خويش فرستادى به اسروشنه . و گذار آن بر عبد الله بن طاهر بودى . و عبد الله نامه نبشته بود به معتصم و از اين كار آگاه كرده كه اگر امير المؤمنين فرمايد به حال آن بررسم . معتصم گفت روا بود گر بررسى و مرا آگاه كنى . پس يك روز پنجاه مرد همى آمدند با بيست خروار بار ، و به رباطى اندر فرود آمدند به نشابور . عبد الله بن طاهر ايشان را بگرفت و آن بارها بستد . ايشان گفتند كه اين بار افشين است . و از ايشان هر يكى هزار دينار بر ميان داشتند . عبد الله گفت شما دزدانيد و دروغ همى گوييد كه افشين چندين مال بىبدرقه نفرستد . پس عبد الله آن خواسته ها بر سپاه قسمت كرد ، و نامه نبشت به افشين كه چنين مردمانى گرفته ام با چندين مال ، و ايشان بر مثال دزدان بودند . چون ايشان را بگرفتم مرا گفتند كه اين خواسته ها آن تو است . سخت ناصواب است اين كه كردى كه چندين خواسته ضايع كردى و سوى من نامه نكردى و [ پيغام نفرستادى ] . و اگر اين خواسته آن تو نيست تا من اين مردمان را عقوبت كنم .