محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1252

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر وفات مأمون و صفت او و مقدار سال و مدت ملك و پادشاهى او و مأمون به اول سال دويست و هژده برادر را ، ابو اسحاق ، ولى عهد كرد و او را معتصم نام كرد و بفرمود تا عنوان نامه ها به نام او كردند و هر دو به هم ايدون نبشتندى : من عبد الله المأمون امير المؤمنين و الخليفة من بعد امير المؤمنين [ ابى ] الاسحاق المعتصم باللَّه بن الرّشيد امير المؤمنين الى فلان . و جواب نامه ها ايدون آمدى . و مأمون اندر اين سال به طرسوس شد به ماه جمادى الآخر . سپاه از طرسوس برگرفت و به زمين روم اندر شد . و رودى است در اندرون روم آن را بدندون خوانند . لشكر بدان لب [ رود ] فرود آمد . و وقت انگور بود و رطب و خرما پخته بود . و هر روزى مأمون [ را ] از بغداد بريدى آمدى . و رسم [ بريدى ] آن وقت بر اشتران بود . اين خريطه كه اكنون بريد از منزل به منزل برند ، [ 349 a ] آن وقت به هر منزلى دو اشتر بود كه يك كس با خريطه بر اشتر نشستى و سخت براندى تا آن منزل ديگر . و به هر منزلى كس نشسته بودى كه آن اشتران داشتندى از بيت المال . و مأمون بر لب رود [ بدندون ] فرود آمده بود . و آن رود از زمين روم بريده است و آبش هميشه سخت سرد بود زيرا كه برف آب بود ، و خادمى پيش مأمون ايستاده بود ، گفت : بنگر كه ما را از خانه جز خرماى رطب چيزى