محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

683

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر مقتل حسن بن على رضى الله عنهما چون حسن بن على از معاويه بازگشت ، معاويه تدبير هلاك كردن او كرد و انديشيد كه به چه روى او را هلاك كند چنان كه كسى نداند كه او كرد . پس نامه كرد به زن حسن اسماء بنت اشعث بن قيس و گفت : اگر تو حسن را هلاك كنى من ترا به پسر خويش دهم يزيد . پس اسماء جواب نامه كرد كه ندانم كه چگونه هلاك كنم . معاويه دستارچهء زهرآلود به اسماء فرستاد و گفت : چون حسن با تو گرد آيد اين دستارچه او را ده تا خويشتن را بدان پاك كند . پس چون حسن با او گرد آمد ، آن دستارچه او را داد . حسن خويشتن را بدان پاك كرد و آن زهر اندر تن حسن كار كرد و اندر آن هلاك شد . و گروهى گويند شربتى زهر فرستاد معاويه تا اسماء مر حسن را داد ، و ديگر گويند كه معاويه اسماء را ده هزار درم قبول كرده بود و ده ضيعت به سواد عراق اندر . چون حسن بمرد چهل و شش ساله بود و او را گور كندند نزديك گور پيغمبر عليه السّلام . چون عايشه بشنيد بر استرى نشست و گفت نگذارم كه او را اينجا به گور كنى . پس گروه عايشه بيامدند . چون او را به گور خواستند بردن ، تيرباران بر جنازهء حسن كردند . پس او را به بقيع الغرقد به گور كردند . و اهل بيت حسن و