محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1207

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر رفتن رشيد دوم بار به خراسان و رفتن هارونالرّشيد به طوس چون نامهء هرثمه بيامد كه رافع همه ما وراء النهر بگرفت و از سمرقند به بخارا آمد ، و رشيد چون آن نامه برخواند ، عزم كرد كه خود برود و به خراسان شود . و از رقّه برفت و به بغداد آمد . رشيد نيّت آن كرد كه محمّد الامين را آنجا بنشاند ، و او را وصيّت كرد بر رعيّت و سپاه داد [ دادن ] . و آن پسر ديگر كه لقبش مؤتمن بود ، قاسم بن هارون ، او را به موصل فرستاد به پادشاهى خويش . و فضل بن سهل مولاى مأمون بود و به اصل مغ بود و به دست مأمون مسلمان شده بود ، گفت رشيد را خواهش كن تا ترا با خويشتن ببرد كه اگر او را بگذارى مملكت به تو ندهد . و مأمون سوى رشيد شد و خواهش كرد . رشيد او را دستورى داد و با خويشتن ببرد . و از پزشكان [ جبريل بن ] بختيشوع را ببرد و آن وقت بيمار بود . از نهروان رسولى بيرون كرد به راه عمان به ملك هندوستان با خواستهء بسيار ، و گفت مرا علَّت بسيار شده است و سفر دراز در پيش آمده ، آن پزشك ترا كه منكه نام است بفرست تا با من به خراسان آيد ، و چون به بلخ آيم او را سوى تو باز فرستم . و ملك هندوستان منكه بفرستاد و رشيد را اندر يافت . منكه او را علاج كرد . رشيد بهتر شد . و از فقها محمّد بن الحسن [ و ] الكسائي را با خود ببرد . و محمّد را