محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1177
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
[ خبر خروج حسين بن على ] و از فرزندان حسين بن على رضى الله به مدينه اندر مردى بود نام او الحسين ابن علىّ بن الحسين و به ايّام مهدى به مدينه خويشتن را دعوت كرد . و كسها او را اجابت كردند و به مكّه داعى فرستاده بود ، او را نيز اجابت كردند . پس چون مهدى بمرد و هادى بنشست ، هم بدان سال اندر اين حسين به مدينه بيرون آمد . و او را شيعت بسيار شده بود و وعده بر آن نهاده بودند كه به مكّه به وقت حجّ بيرون آيد . و هادى مردى را از فرزندان امير المؤمنين عمر بن الخطَّاب رضى الله عنه بر مدينه امير كرده بود نام او عمر بود . و اين حسين بن على مهتر مدينه بود . و چون عمر به مدينه آمد به اميرى ، او را بگفتند كه حسين همى دعوت كند به سرّ اندر . و سوى هادى اين خبر نيست . هادى بفرمود كه او را بازدار . عمر او را بازنداشت و كارش را خوار همى داشت ، اما اندر او ننگرستى . پس به ماه ذو القعده اندر يكى را از حسينيان بگرفتند كه نبيد خورده بود . عمر او را بياورد حدّ بزد و رش به گردن او برنهاد و رويش سياه كرد و به شهر مدينه اندر بگردانيد و به زندان كرد . حسين نزديك عمر آمد و گفت : اين مرد اگر شراب خورد پخته خورد نه خام ، و مردمان و علما اندر او رخصت دهند . و بر او چندان عقوبت نيامدى كه تو كردى ، اكنون كه