محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1171
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر ظهور زنادقه در ايّام هادى و به وقت هادى زنديقان بسيار شده بودند . و كسها كه ايشان دين مسلمانى داشتند و بر اسلام و شرايع دين افسوس كردندى ، گفتندى كه پيغمبر عليه السّلام مردى بود حكيم و به حكمت مر اين مذهب محكم بنهاد و قرآن را از فصاحت خويش بگفت . و مردمان را از جماع مادر و خواهر و دختر نهى كرد . و اگر مردى ديگر بيرون آيد به فصاحت ، همچنين دينى ديگر بتواند نهادن . و ايشان از شريعت مسلمانان به نماز و روزه و زكات و حج از اين اركانها هيچ چيز نكردندى . و بر آن كسها كه اين شرايع كردندى افسوس كردندى . و دست فرا دختر و مادر و خواهر كردندى چنان كه مغان كنند . و چون مسلمانان را ديدندى كه نماز به جماعت كردندى ، گفتندى كه اشتران به قطار ايستاده اند . و چون به ركوع شدندى گفتندى كون سوى خداى خويش كردند و روى را سوى زمين . و به مكّه شدندى به حج از بهر آن تا شريعت حجّ و مناسك بديدندى كه گرد بر گرد طواف خانهء كعبه كردندى ، گفتندى اشتران به قطار ايستاده اند ، و بر ايشان خنديدندى . و چون گوسپند كشتندى روز عيد ، گفتندى اين چهارپايان بىگناه مسكين چه كرده اند كه خون ايشان ببايد ريختن ! و چون به صفا و مروه شدندى گفتندى اين مردمان چه گم