محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1146
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
بازدارند . و تو بر آن نگاهبانى تا بر دست تو به خداوند رسد بدان خواسته ها ثغرهاى مسلمانان استوار دارد و راهها ايمن دارد و نيازمندان را بىنياز دارد . و چنان كن كه خداوند فساد شكسته دارى ، و رعيّت با منفعت دار و از مضرّتها ايشان را دور دار ، و هميشه چنان كن كه اندر بيت المال تو درم نهاده بود چنان كه ترا به كار نيايد كه هر روزى ندانى كه ترا چه خواهد آمدن . و ايدون كن كه اگر كارى اوفتد كه ترا درم بايد نهاده بود . و مردان و ستوران و سلاح ساخته بود تا اگر كارى بيوفتد روز كار را ساخت كردن نبايدت كه باشد كه فراغت نبود و كار از دست بشود . و هر كار كه امروز بايد كردن به فردا ميفگن كه هر روز را كارى بود . و چون شغل امروز به فردا افگنى كارها بر تو گرد آيد و گران شود و تو بر آن سرگشته شوى . و ايدون باش كه هميشه به احوال رعيّت بر رسنده باشى و از كارهاشان هيچ بر تو پوشيده نماند ، و هر روزى بايد كه شب خبر آن پيش تو ظاهر باشد . و شب را بايد كه روز خبر آن شب بر تو ظاهر باشد . و هر كارى كه به تن خويش توانى كردن زينهار كاهلى مكن ، و اندر كارى كه باشى تنگدلى مكن و به همه كارى انديشه به خداى نيكودار . و زبان خويش را از بدگفتن و عيب كردن نگاه دار و به مزاح و لابه گفتن از خويشتن دور كن . و به كارداران تعهّد كن و تيمار كش ، و دستهاى ايشان از رعيّت كوتاه دار ، و ظن بر ايشان جز بد مدار . و اندر كار آن كسها كه حرس تواند و شب بر در تو بخسبند و ترا نگاه دارند نگرش و تعهّد خود كن و نامهاى ايشان خود بدان ، و روزى ايشان خود بده كه ايشان نگاهبانان تواند . تو كار ايشان خود كن و روزى ايشان خود ده ، و حجاب خود [ 396 b ص ] سخت مكن بر مردمان تا هر كسى سوى تو تواند آمدن و سخن خويش ترا به گفتن . و هر كس كه به در تو آيد از كار او آگاه باش و حاجت او را قضا كن . و به هر كار بيدار باش و خواب بر چشم و بر دل خويش حرام كن ، چنان كه پدرت كرده بود كه تا به خليفتى بنشستم خواب و آسودگى از خود دور كردم . پس گفت : هذه وصيّتى ايّاك و عهدى اليك و السّلام . و سرش باز در كنار گرفت و بدرود كرد و مر او را بازگردانيد . و خود از سوى مكّه برفت . و از همه اهل بيت او