محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1068

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر رفتن بو مسلم از خراسان به حجّ كردن و هم اندر اين سال بو مسلم خواست كه به مكّه شود و حجّ كند . ابو داود را بر خراسان خليفت كرد و برفت . چون به رى رسيد ، يك چندى نالان گشت . چون از بيمارى بهتر شد ، از آنجا برداشت و به كوفه آمد و سفّاح را بديد و رسومهاى او بر رسيد . و يك چندى آنجا بود تا هنگام حجّ فراز آمد . و ابو جعفر المنصور پيوسته بو مسلم را پيش سفّاح سعايت كردى ، و مىگفتى كه اگر خواهى كه جهان ترا صافى شود بو مسلم را از ميانه بردار كه او نيّت از اين دولت بگردانيده است و مىخواهد كه از آل بو طالب كسى را بنشاند . سفّاح گفتى اندر اين وقت او را نبايد جنبانيدن ، اگر ما قصد او كنيم ، مردمان عراق و خراسان قصد ما كنند و بر ما بيرون آيند . و بو مسلم از آنجا به مكّه شد و حجّ كرد و بازگرديد كه به خراسان رود . [ خبر بيعت ابى جعفر المنصور به خراسان ] و به سال صد و بيست و پنج سفّاح بو جعفر را ولى عهد كرد ، و از پس او عيسى بن موسى را . و آنگاه ايدون گفت تا مردمان خراسان بيعت نكنند اين چيز نيست . و [ بو جعفر ] را گفت اگر نامه كنيم يا كس فرستيم ترسم كه ابو مسلم اجابت نكند ، تو