محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
951
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
به كش و نخشب ، و چاهها بينباشت و راهها ويران كرد . و آگاهى به جنيد آمد . دانست كه به راه بيابان نتواند شدن . به راهى ديگر بشد از سوى كوه ، و لختى برفته بود و آگاهى نداشت . تا تركان گرد وى اندر آمدند بىتعبيه . و هر دو سپاه برآويختند و حربى كردند هر چه سختتر . [ 322 b ] و تركان شكسته شدند . و مسلمانان غنيمت بسيار يافتند . و خبر به خاقان رسيد . سپاه از هر سوى بر خويشتن گرد كرد . و جنيد با بيست هزار مرد روى به خاقان نهاد ، و كس به سمرقند فرستاد تا سوره سپاه بيرون آورد . سوره بيرون آمد با بيست هزار مرد از ياران خويش و مردمان سمرقند . و خاقان سپاه خويش را فرمود كه دست از جنيد بداريد و روى به سوره نهيد . و حرب سخت شد ميان سوره و تركان . و جنيد هيچ آگاهى نداشت . پس سوره و يارانش شكسته شدند ، و تركان شمشير اندر نهادند و همه را بكشتند و كس نرست از ايشان . و مردى همى آمد از مردمان سمرقند سوى جنيد ، و حال سوره و يارانش بگفت جنيد چون آن بشنيد گفت : * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ 2 : 156 ) * قتل سورة و اصحابه . مسلمانان بگريستند و زارى كردند . پس جنيد كس فرستاد به مرو و طخارستان و شهرهاى خراسان و ايشان را بخواند . و همه چهل و سه هزار مرد بودند . و ايشان را به مردى سپرد از ياران خويش نام او حارث بن سريج ، و او را به حرب خاقان فرستاد . و خاقان آن روز به در سمرقند فرود آمده بود و آن مردمان را به حصار اندر گرفته ، و كار بر ايشان تنگ شده بود . و عزم كرده بودند كه حصار بدهند تا مسلمانان فراز رسيدند . خاقان چون آن بديد سپاه تعبيه كرد . و مسلمانان حرب بياراستند . و هر دو سپاه فراز يك ديگر شدند و حرب اندر گرفتند . و از هر دو روى خلقى بسيار كشته شدند ، و عاقبت خاقان به هزيمت بشد . و مسلمانان غنيمت بسيار يافتند . و خبر به جنيد شد . به شهر سمرقند آمد و آن خواسته ها برداشت و قسمت كرد ميان مسلمانان ، و پنج يك از آن بيرون كرد و به هشام فرستاد . پس جنيد نصر بن سيّار را با پنج هزار مرد در سمرقند بگذاشت و خود به مرو بازآمد . و آنجا بيمار شد به علت استسقا و بمرد .