محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
940
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر ولايت مسلمة بن عبد الملك بر ارمينيه پس هشام بن عبد الملك نامه نوشت به سعيد بن عمرو الحرشى كه اين ولايت كه تو دارى به مسلمه دادم ، چون او به تو رسد كار به دو سپار و تو به نزديك من آى . چون نامه به حرشى رسيد گفت : فرمان بردارم . و هم آنجا كه بود بايستاد و حرب نكرد و چشم همى داشت كه مسلمه بيايد و كار به دو سپارد . پس مسلمه بيامد از زمين شروان . و چون حرشى بيامد و به نزديك مسلمه اندر شد او را گفت : اى سعيد ، نامهء من به تو نيامد كه نگر كه حرب نكنى با خزريان تا من بيايم ، چرا خويشتن را اندر افگندى و مسلمانان را مخاطره كردى . حرشى گفت : ايّها الامير ، نامهء تو آنگاه به من آمد كه خدا خزريان را هلاك كرده بود و مرا بر ايشان دست داده بود ، و اگر نامهء تو پيشتر آمدى من از فرمان تو نگذشتمى . مسلمه گفت : دروغ گويى كه تو دوست داشتى كه مردمان گويند حرشى چندين كس را بكشت . حرشى گفت : من اين نخواستم و ليكن خداى را خواستم و روى من جز به رضاى خدا نبود ، و تدبير آن بود كه من كردم ، و امير داند كه چنين است . مسلمه خشم گرفت و او را دشنام داد . پس بفرمود تا مشتى چند بر گردنش زدند و لوا بر سرش بشكستند و به زندان بردعه بازداشتند .