محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
933
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
آواز داد و گفت : اى مسلمانان ، به بهشت آييد نه به دوزخ ، به راه خدا آييد نه به راه ديو . [ 319 a ] غلام اين آواز همى داد ، مسلمانان بازگشتند و پيش صف اندر آمدند و حرب همى كردند . و جرّاح به تن خويش حرب كرد تا كشته شد . و خزريان شمشير اندر نهادند و خلقى بسيار از مسلمانان بكشتند . و جرّاح را سر ببريدند و زنان و فرزندانش و حرمش را همه اسير كردند . و از آن هزيمتيان گروهى باز شام شدند . و هاشم بن عبد الملك آگاه شد ، بگريست سخت ، و مسلمانان زارى كردند . پس خزريان بر در اردبيل فرود آمدند و شهر را به حصار گرفتند . و مردمان اردبيل يك چندى صبر كردند . و چون حصار بر ايشان سخت شد و كس فرياد نمىرسيد ، شهر بدادند . و خزريان اندر افتادند و مردمان حربى و مبارز را بكشتند و زنان و كودكان اسير كردند و خواسته ها برداشتند و اندر روستاها بپراگندند . و هر مسلمان كه همى يافتند مىكشتند و فسق و فجور همىكردند با حرمهاى مسلمانان . پس هشام بن عبد الملك با وزيران مشورت كرد كه كرا فرستد به حرب خزريان ، همه گفتند جز سعيد بن عمرو الحرشى نشايد .