محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

912

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ابن مهلَّب مولايى را از آن خويش نامش دارس بفرستاد تا ايشان را هزيمت كرد و بپراگند . پس چون مردمان بصره بر يزيد بن مهلَّب گرد آمدند به جايى فرود آمد كه آن را جبّانه گويند ، و عدى با گروه خويش از لشكر شام و از بنى تميم و قيس بيامدند ، و هر دو گروه فراز يك ديگر رفتند و حربى كردند سخت ، و محمّد بن مهلَّب بر يكى از ياران عدى رسيد ، نامش مسور بن عبّاد الحبطى ، حمله برد و او را يكى ضربت بر خودش زد و خودش ببريد و شمشير به بينى مسور رسيد . پس حمله برد بر هريم بن ابى طحمه و كمر او گرفت و همى خواست كه او را از اسب اندر كشد ، نتوانست . هريم بخنديد و گفت : اى برادرزاده ، عمّ تو از آن گرانتر است كه تو دانى ، پس يزيد بن مهلَّب به تن خويش حمله برد و حربى سخت كرد و عدى و گروهش را برداشت و تا به قصر الاماره ببرد ، و از گروه عدى الحارث [ بن مصرف ] الاودى كشته شد . و او از بزرگان شام بود و از خاصان حجّاج بن يوسف بود . و موسى بن الوجيه الحميرى و راشد الموذن كشته شدند ، و ديگران روى به هزيمت نهادند . و عدى به كوشك اندر شد و در حصار محكم كرد . و برادران يزيد بن مهلَّب به زندان عدى بودند و بانگ ياران يزيد همى شنيدند و تير مىديدند كه بر كوشك همى آمد . عبد الملك بن مهلَّب برادران را گفت : من تير همى بينم كه بر كوشك همى آيد . و هر ساعتى بانگ و آشوب نزديكتر مىآيد ، گفت : همى دانم كه او را اين كار برآيد ، و ايمن نيستم از ياران عدى از مصريان و شاميان كه بيايند و ما را بكشند ، پيش از آنكه يزيد به سراى اندر آيد . تدبير آن است كه در را استوار كنيد و اين جامه ها كه حاضر است همه بر در خانه افگنيد و هر استوارى كه توانيد بكنيد . ايشان همچنان كردند . چون يك ساعت برآمد ، عبد الله بن دينار مولاى بنى عامر كه بر [ سر ] حرس عدى بود همى آمد . چون بنگريد در زندان استوار كرده بودند ، حيلت همى كرد كه مگر در خانه باز تواند كردن نتوانست . بازگشت . و يزيد بن مهلَّب بيامد و به سراى سالم بن زياد بن ابى سفيان [ 315 b ] فرود آمد هم پهلوى كوشك . نردبانها فرمود آوردن . چون يك ساعت بود در كوشك باز