محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
910
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر خليفتى يزيد بن عبد الملك و مخالفت يزيد بن مهلَّب با او چون يزيد به خليفتى بنشست هيچ همّت نبود او را مگر كار يزيد بن مهلَّب . و چون يزيد مهلَّب بگريخت نامه نوشت به عدى ارطاة الفزارى و او را از گريختن او آگاه كرد ، و او را [ 315 a ] فرمود تا هشيار باشد ، و كسى كه از آل مهلَّب در بصره اند بگيرد و او را بند كند . چون خبر به عدى رسيد كس فرستاد و عبد الملك را و حبيب را و مروان را ، برادران يزيد بن مهلَّب را ، همه را بگرفت و بند كرد . و هر كس كه از پيوستگان او بودند ، همه را بند كردند و به زندان كرد . و يزيد همى آمد تا يك منزلى بصره ، جايى كه آن را قطقطانه گويند ، آنجا فرود آمد . پس يزيد بن عبد الملك نامه نوشت سوى امير كوفه عبد الحميد بن عبد الرّحمن بن يزيد كه به طلب يزيد بن مهلَّب كس فرست و او را بگير و بند كن . عبد الحميد مر هشام بن مساحق بن عبد الله القرشى را با گروهى از مردمان كوفه بفرستاد و او را گفت : نگر تا يزيد از عذيب نگذرد و تو از آنجا راه عذيب گير كه آنجا به دو رسى . و هشام لختى برفت . پس به نزديك عبد الحميد بازآمد و گفت : يزيد را اسير پيش تو آرم يا سرش برگيرم . يزيد گفت : هر چه خواهى و توانى بكن .