محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

907

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

بود كه عمر بن عبد العزيز بيمار شد ، و يزيد بن عبد الملك ولى عهد بود ، و يزيد بن مهلَّب از او همى ترسيدى از بهر آن جفاها كه با آل ابو عقيل كرده بود و ايشان را به زندان كرده و مطالبه هاى سخت كرده ، و يزيد بن عبد الملك سوگند خورده بود كه اگر يك روز او را ولايت بود ، يزيد را اندامى ببرد . و ايدون گويد محمّد بن جرير كه چون بيمارى عمر سخت شد ، يزيد بر تدبير آن ايستاد كه از زندان بگريزد و كس فرستاد به مولاى خويش و گفت : شتران راست كنيد و گريختن را بسازيد . و بفرمود تا اشتران از بهر او به فلان جاى بردند . و يزيد هزار دينار بدان موكّلان خويش داد و از زندان بيرون آمد و روى به عراق نهاد و نامه نوشت به عمر بن عبد العزيز ، و گفت : اگر من دانستمى كه امير المؤمنين زنده خواهد ماند از زندان بيرون نيامدمى ، و ليكن من او را به بيمارى سخت يافتم ، و از يزيد بن عبد الملك ايمن نبودم از بهر آنكه تو دانى كه ميان من و او چه عداوت بود . عمر چون نامه برخواند ، گفت : يا رب ، اگر يزيد مهلَّب را زيانى خواهد خاستن بدين امّت تو شرّ او را كفايت كن از مسلمانان . و گروهى گويند يزيد بن مهلَّب پس از مرگ عمر از زندان بگريخت .