محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

861

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

مردمان يك ديگر را ديدندى پرسيدندى دوش وظيفت چون خواندى و نماز چند كردى و از قرآن چه مايه از بردارى ؟ و اندر اين سال كه وليد بمرد همى خواستى كه سليمان برادر خويش را از ولايت عهد باز كند و عهد پسر خويش عبد العزيز را دهد . و سليمان را رسول فرستادند بدين حديث . سليمان اجابت نكرد . وليد بسيار مال بر وى عرضه كرد نپذيرفت . وليد مردمان را به بيعت عبد العزيز خواند و به همه پادشاهى اسلام نامه كرد ، كس اجابت نكرد مگر حجّاج بن يوسف و قتيبة بن مسلم . پس عبّاد بن زياد گفت : مردمان ترا اجابت نكنند بدين ، و اگر بكنند ايمن نبايد بودن بدين و از غدر ايشان ، و ليكن تو سليمان را به نزديك خويش خوان و او را آن سخن بگوى ، اگر اجابت كند و اگر نه مردمان بر وى بيرون آيند . وليد همچنان كرد ، و سليمان تأخير همى كرد . وليد [ مردمان را ] بفرمود كه سرزنش كردند . و خود برفت و به راه اندر بيمار شد ، و هنوز به دو نرسيده بود كه بمرد . و همان روز كه وليد بمرد سليمان را بيعت كردند .