محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
826
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
شو و نگر تا نپندارد كه كسى با او سخنى گويد ، زيرا كه سلف صدق عمر و عثمان رضى الله عنهما چنين كردند . و آن چنان بود كه عمر بن الخطَّاب به مكّه خانه ها خريده بود كه اندر مزگت گيرد تا فراختر شود ، و عثمان آن را تمام كرد . پس عمر بن عبد العزيز خداوند ان حجره ها را حاضر كرد و آن نامه ها را بر ايشان خواند . همه اجابت كردند و به دل خوشى آن خانه ها بفروختند . و عمر بهاى آن خانه ها را همه بداد . و اندر ايستاد و آن خانه ها را ويران كرد . و بسى برنيامد كه كاركنان فراز رسيدند از نزديك وليد بن عبد الملك ، و آن روز كه آغاز كردند به ويران كردن مزگت ، عمر بيامد و بزرگان مدينه بيامدند و از ايشان قاسم و سالم پسران عبد الله بن عمر بود و ابو بكر ابن عبد الرّحمن بن الحارث و عبيد الله بن عبد الله بن عتبه و خارجة بن زيد و عبد الله بن عبد الله بن عمر ، و اشارت همى كردند عمر عبد العزيز را ، و تقدير مزگت و اساس بنا كه چگونه بايد نهادن . و اين به ماه صفر اندر بود . پس وليد بن عبد الملك كس فرستاد به ملك الرّوم ، و او را آگاه كرد از ويران كردن مزگت پيغمبر و از وى يارى خواست . ملك الروم صد هزار مثقال زر فرستاد و صد مرد كارگر . و عمر هم اندر اين سال به عمارت مزگت بيستاد . و اندر اين سال مسلمة بن عبد الملك سه حصن بگشاد از حصنهاى روم اول قسطنطينه ، و ديگر غزاله و سديگر حصن الاخرم ، و بسيار [ 301 a ] خواسته يافت . و هم اندر اين سال قتيبة بن مسلم نومشكث و راميثنه [ قصد كرد ] و از مرو برداشت . و بشّار بن مسلم را بر مرو خليفت كرد و برفت . چون نزديك به نومشكث رسيد ، مردمانش پيش قتيبه بازآمدند و صلح كردند بر آنكه مالى معلوم بدهند ، و قتيبه بپذيرفت و به راميثنه شد . مردمان راميثنه نيز صلح خواستند . و قتيبه روى باز پس نهاد . و تركان غلبه كرده بودند و مسلمانان ضعيف شده . چون قتيبه را بديدند شاد شدند و صبر كردند ، و تا نماز پيشين حرب بود . تركان به هزيمت شدند ، و قتيبه به مرو باز آمد . و ايدون گويد كه كربغانون الربحى بود خواهرزادهء ملك چين با دويست هزار