محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
812
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر عزل يزيد بن مهلَّب از خراسان به سال هشتاد و چهار اندر يزيد بن مهلَّب عزم آن كرد كه به غزاى نيزك شود به قلعهء بادغيس از آن سوى رود . وقتى را نامزد كرد و جاسوسان فرستاد . خبر آمد يزيد را كه نيزك از قلعه برفت . و هنوز آن وقت نبود كه او عزم كرده بود و برفت و رود بگذاشت ، و نيزك را خبر آمد و بازگشت و با يزيد صلح كرد بدانكه در به دو سپارد با آنچه به وى اندر است از خواسته . و خود و عيال برود . يزيد اجابت كرد . و يزيد اين قلعه را بزرگ داشتى ، و چنان بود كه هر گاه كه آن قلعه را ديدى سجود كردى . پس حجّاج يزيد بن مهلَّب را از خراسان بازكرد . و سبب آن بود كه حجّاج وفدى اندر واسط سوى عبد الملك فرستاده بود و خود لختى با ايشان برفت . به باز آمدن به ديهى فرود آمد . او را گفتند بدين ديه راهبى است پير گشته و كتب بسيار خوانده . حجّاج بفرمود تا او را بياوردند ، گفت : به كتب خويش اندر از اين روزگار چه يافتى ؟ گفت : آرى ، آنچه از كار شما بگذشت و آنچه خواهد بودن من همگان را خوانده ام . گفت : نام زد كرده است يا صفت است ؟ گفت : بهرى چنين و بهرى چنان . گفت : صفت امير المؤمنين چگونه يافتى ؟ [ گفت ] : بدين زمانه بسيار باشد . حجّاج او را گفت : مرا شناسى ؟ گفت : خبر داده اند مرا از تو . گفت : دانى كه