محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
739
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر مرگ مروان بن الحكم و بيعت عبد الملك بن مروان و بيرون شام همه شهرها عبد الله بن زبير داشت ، و مروان را هشتاد و يك سال بود . و حسّان بن مالك امير اردن بود ، و حسّان شرط كرده بود كه پس از مروان خليفتى خالد بن يزيد را باشد . و مروان مادر خالد را به زنى كرده بود و خواست كه خليفتى به فرزندان خود دهد ، [ حسّان نمىهشت . پس ] حسّان را به خواسته بفريفت . عبد الملك را ولى عهد كرد و عبيد الله بن زياد را اسفهسلار كرد . چون سليمان آهنگ شام كرد ، مروان عبيد الله را بفرستاد . و چون عبيد الله برفت ، مروان بمرد . و چون عبيد الله باز آمد ، عبد الملك به خليفتى نشسته بود . و گويند كه مروان را مادر خالد كشت به سبب آنكه مروان بيعت عبد الملك تمام كرده بود ، خواست كه خالد را استخفاف كند . خالد با مادر شكايت كرد . مادرش گفت : تو فارغ باش كه من خود را و ترا از مروان برهانم . چون مروان بخفتيد ، زن بالش بر دهانش نهاد و برنشست و بكشت . چون روز بود گفت : به مرگ فجا مرده است . و عبد الملك به خليفتى بنشست و نامه كرد به عبيد الله زياد كه حرب خوارج تمام كن و بياى . و مردن مروان به ماه رمضان بود . نسبتش مروان بن الحكم بن [ ابى ] العاص بن أميّة بن عبد الشّمس بن عبد مناف ، و هم عمّزادهء معاويه بود . و مدّت نه ماه پادشاهى كرد .