محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

734

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر خروج سليمان بن صرد [ پس چون باز پسين شب ربيع الاول بود ، ] سليمان با كسان خود به درآمد و به نخيله شد . و مردم او آن شب در كوفه مىگشتند و مردم را آگاه مىكردند . و سه شبانروز آن جايگاه بودند . شانزده هزار مرد كوفى بيعت كرده بودند ، خود چهارهزار بيرون آمدند . سليمان تافته شد و گفت : اين مردم با من بىوفايى خواهند كردن چنان كه با مسلم بن عقيل كردند . ايشان را دين نيست . [ 287 b ] كاجكى بارى دعوى شيعت نكردندى . و به طلب مهتران مىفرستاد و مىخواندشان تا آنگاه كه ده هزار جمع آمدند مردان حربى . پس گفت كه اول حرب با كه كنيم ؟ گروهى گفتند كه با عبيد الله بن زياد كه خون حسين به گردن او است . گروهى گفتند كه با عمر بن سعد كه در كوفه است ، كه حسين را او كشت . سليمان گفت : من چنان صواب بينم كه به شام رويم و با عبيد الله بن زياد حرب كنيم اگر چه حسين بن على را عمر سعد كشت اما به فرمان عبيد الله كشت . همه گفتند : صواب است . برفتند يك منزل و بر لب رود فرات فرود آمدند . [ و آن جايگه لشكر را عرض خواست ، و هزار مرد بىسلاح از سپاه بازگردانيد جهت آنكه اسب و سلاح نداشتند . ] سليمان گفت كه ما را نيك نبود كه اين جايگاه