محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

722

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

و خانه برهنه شد . روزى بادى برآمد و آن سياه ركويى مىانداخت ، باد آن آتش را در سياه افگند و در آن كسها كه پيرامون منجنيق بودند . سياه بسوخت با بيست و پنج مرد ديگر ، و منجنيق بسوخت ، و به هيچ طريق آن آتش را نتوانستند كشتن ، تا هر كه روزى ريسمان منجنيق كشيده بود بسوخت . و همان روز يزيد بن معاويه به شام بمرد . چون اهل شام آن بديدند همه برگرديدند ، گفتند كه ما را با خانهء خداى كارى نيست . ديگر روز هيچ جنگ نكردند ، و يزيد را نامه نوشتند از كار عبد الله بن زبير و از آن آتش . روز چهارم عبد الله رسولى بيرون فرستاد پيش حصين كه شما اين حرب از بهر كه مىكنيد كه يزيد بمرد و مردم بر پسرش معاوية بن يزيد بيعت كردند . حصين جواب داد كه چون يزيد بمرد اين پسرش را مقدارى نيست ، بيرون آى تا همه جهان ترا دهم . عبد الله گفت : من از مكّه بيرون نيايم . و حصين از او نوميد شد و به شام بازگشت .