محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

720

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

مسلم او را نيزه اى بزد و از اسب بيفگند . لشكر فضل حمله كردند و او را باز ستدند و لشكر شام حمله كردند و از اهل مدينه بسيار بكشتند . پس عبد الله بن حنظله پياده شد و خود را از شهر بيرون افگند ، و هزيمت در شهر افتاد . مسلم بانگ كرد كه اى سپاه شام ، شما نيز پياده شويد . جمله پياده شدند . و شاميان تيراندازان بودند همه در پيش افتادند . و عبد الله را سه پسر بود ، هر سه را به تير بكشتند . عبد الله بن حنظله گفت كه از پس فرزندان مرا زندگانى به كار نيست ، حمله برد . سپاه شام او را در ميان گرفتند و بكشتند . و لشكر شام در شهر افتادند و غارت كردند سه روز . و ياران پيغمبر عليه السّلام آنچه مانده بودند به كوهها گريختند . و چندان خون ريخته بود كه جوى خون برفت . و يزيد را فتحنامه نوشت . و روز چهارم مسلم به مزگت جامع شد و منادى فرمود زدن كه كشتن و غارت برداشتم ، بياييد و بيعت كنيد . و مسلم كس فرستاد و على بن الحسين را بخواند و گفت : يا على ، امير المؤمنين ترا درود مىفرستد و همى پرسد و مىگويد كه نيك كردى كه خود را در اين فتنه نيفگندى ، ان شاء الله كه پاداش تو نيكويى بكنم . و در اين روز كه حرب بود به مدينه محمّد بن على بن عبد الله بن عبّاس از مادر بزاد . و السّلام .