محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
265
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
* ( وَلا يَعْصِينَكَ في مَعْرُوفٍ فَبايِعْهُنَّ 60 : 12 ) * ، الآيه . پيغمبر عليه السّلام گفت : چون خداى تعالى بفرمود كه ايشان را از من بخواه دانست كه گناه ايشان عفو كرد . پس پيغمبر عليه السّلام ايشان را پيش خواند . و اين زنان همه هند را سخنگوى كردند و پيش اندر كردند . پيغمبر عمر را بفرمود كه با او سخن گوى تا بر او شرط گيرى . هند گفت : ما بيعت با تو كنيم و به تو بگرويم و با تو شرط كنيم . پس هند پيش آمد روى بسته . پيغمبر بر او شرط كرد چنان كه خداى گفت : * ( عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّه شَيْئاً . 60 : 12 ) * و پيغمبر گفت : بدان شرط كه با خداى شرك نگيريد . هند گفت : تو با ما سختيها كنى و شرطها كه با ديگر مردمان آن نكردى ، و ما اين همه بپذيريم ، شرك نگيريم بدان شرط كه خداى آن گذشته را عفو كند . پس پيغمبر گفتا : * ( وَلا يَسْرِقْنَ . 60 : 12 ) * گفتا : دزدى نكنى . هند گفت : زن چگونه دزدى كند كه زن به خانه اندر جز خواستهء شوى چيزى نيابد ، و من دزدى نكردم جز به خانهء بو سفيان اندر . از بهر آنكه بو سفيان مردى زفت بود و بخيل ، و مرا چندانى ندادى كه مرا و فرزندان مرا بس بودى . من از خواستهء او چندان برگرفتمى كه مرا بسنده بودى و كودكان مرا ، و اسراف نكردمى و او ندانستى . پيغمبر گفتا : اين مقدار كه برگيرى از خواستهء او بى علم او ، اين نه دزدى بود . پيغمبر گفتا : * ( وَلا يَزْنِينَ 60 : 12 ) * . گفتا : و زنا نكنيد . هند گفتا : هَل تزنِى الحُرّة . آزاد زن هرگز زنا كند ؟ عمر بن الخطَّاب با پيغمبر نگريست و تبسّم كرد . پيغمبر عليه السّلام دانسته بود از حال هند اندر زنا و آنكه او را با عمر رفته بود اندر جاهليت اندر . چون عمر تبسّم كرد ، پيغمبر عليه السّلام به عمر نگاه كرد و او را جواب نداد تا بو سفيان نبيند و هند بنداند . پيغمبر گفتا : * ( وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ 60 : 12 ) * ، گفتا : فرزندان را مكشيد زيرا كه عرب مر دختران را به گور كردندى ، گفتندى تا بزرگ نشود و بر ما عارى نيارد . هند گفتا ما فرزندان را بزاديم و بزرگ كرديم و به روز بدر تو همه را بكشتى ، و حنظلة بن ابى سفيان روز بدر كشته شده بود ، پس پيغمبر گفتا ، * ( لا يَأْتِينَ بِبُهْتانٍ يَفْتَرِينَه بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ . 60 : 12 ) * و دروغ نگوييد بر شويان كه از كس ديگر فرزندان بر شوى خويش بنديد . گفتا : اين خود زشت است اين را نهى نبايد كردن كه خود اين كس نكند . پس پيغمبر گفت ، * ( وَلا ) *