محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

مقدمه 28

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

يكسر مردود است . ناشران و هيأت تحريريهء چاپ اخير تركستان نامه صريحا نوشته اند : در اين ايام متخصصان با اين استنتاج صريح موافق نيستند . اكنون معلوم شده كه بلعمى ظاهرا از يك روايت كتاب طبرى كه در دست نيست استفاده كرده - و همچنين از پاره اى منابع ديگر . بدين سبب كتاب بلعمى اطلاعاتى چند را كه چاپ ليدن - چاپى كه مبتنى بر روايت خلاصه شدهء تأليف طبرى است - فاقد آن است به دست مىدهد . هيأت تحريريه . ( - همانجا ، ص 51 ) امروزه بر همهء دانشوران و پژوهشگران روشن گشته است كه ترجمهء تاريخنامهء طبرى اثر روزگار سامانيان ، گذشته از پايگاه بلندش در زبان فارسى ، كه از آثار كم شمار آن دوره است و از جهت احتوا بر واژه ها و تركيبهاى ناب فارسى مجموعه اى كم مانند و دلپذير است ، از جهت تاريخى نيز منبعى پرارزش و شايان اعتنا است . در روايتهاى دوگانهء اين ترجمه ، ما با كاستيها و افزونيهايى روبرو هستيم . كاستيهاى هر دو روايت در سنجش با متن تازى تاريخ طبرى به هيچ روى از اعتبار آن نمىكاهد ، مكرراتى است كه آوردن آن ناسودمند بوده است ، اما افزونيها ، پيدا است كه حاصل بررسى و پژوهشهاى مترجمان گرامى و دانشمند آن است ، رنج بسيار برده اند و از سرچشمه هاى بديع ، كمبودها را تدارك كرده اند . اثبات اين نكته ، كه كار ترجمه بر عهدهء دو گروه - دست كم - بوده است ، دشوار نيست . اشارهء شادروان بهار خود گوياى اين دوگانگى است . و من نيز اگر از عمر و روزگار بهره اى داشتم ، در تعليقات نمونه هاى بارز آن را باز خواهم نمود . اما نكتهء گفتنى ديگر كمبودها و افزونيهاى دو روايت نسبت به يك ديگر است . كم نيست حوادثى كه در ميان دو [ ] قلاب نهاده ام . در جاى خود به هنگام شرح شيوهء تصحيح بدين نكته ها اشاره خواهم كرد . چون ناگزير روايتى را متن قرار داده ام و در روايت ديگر افزونيهايى ديده ام كه آوردن آن را شايسته دانستم ، از افزودن آن دريغ نور زيدم . اميد آنكه فرصت چاپ هر دو روايت بدين زوديها نصيب من - يا بزرگوارى - گردد چندان نيست . هر چند اين كار نيز ضرورت مبرم دارد . زبان ترجمه و گونهء برداشت مترجمان ، هر چند همعصر بوده اند ، يگانه نيست . ترتيب فهرستى از واژه ها و تركيبهاى يك روايت و فرونهادن مصالح لغوى آن ديگرى ستمى است كه بر زبان فارسى مىرود .