محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

194

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

پيغمبر عليه السّلام سپاه را به دو نيم كرد ، نيمى را فرمود كه برابر دشمن صف زنيد ، و يك نيمه از پس او صف بزد . و يك ركعت نماز بكرد با ايشان [ 196 a ] و برخاست ، و به ركعت ديگر آن صف كه پيش دشمن بود بيامدند و از پس پيغمبر بايستادند و تكبير كردند [ و با او نماز كردند ] ، و ركعتى ديگر از پس او بكردند . چون پيغمبر عليه السّلام بنشست به تشهّد ، آنگه ايشان با او بنشستند . چون سلام دادند ، برخاستند و سخن نگفتند ، و بر جاى خويش برابر دشمن بايستادند . و آن صفّ اوّل بيامدند ايدر به جاى آنكه ركعت ديگر با پيغمبر كرده بودند اين ركعت باز پسين تنها بكردند و به تشهّد بنشستند و سلام كردند ، و باز به صف دشمن شدند . و آن صف را كه با پيغمبر ركعت دوم كرده بودند ايدر به جاى نماز آمدند بىآنكه سخن گفتند . و ركعتى نماز بكردند و سلام كردند . تا هر صفى يك ركعت نماز كرده بودند با پيغمبر و يك ركعت تنها . و علما به جماعت اندر خلاف كردند . گروهى ايدون گويند كه نماز به جماعت فريضه است هر كه به مزگت تواند شدن و نماز به جماعت تواند كردن ، و بدين آيت حجت گيرند . و گفتند اگر جماعت فريضه نبودى ، خداى تعالى به صف دشمن اندر با بيم و ترس اين نماز به جماعت نفرمودى . و گروهى گفتند فريضه نيست به جماعت ، سنّت است . اگر به جماعت كنند نيكوتر و مزد بيشتر ، و اگر تنها كنند نيز روا باشد ، و نماز به فضل كمتر بود . و گروهى از فقها ايدون گويند كه اين صلاة الخوف بر همه كس واجب نيست ، و از فقها كس هست كه گويد اين صلاة الخوف پيغمبر را واجب بود از بركات نماز او را امروز صلاة الخوف از اين گونه باشد [ كه با هيچ ] امام نشايد كردن .