محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

107

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر غزو بدر الكبرى پس چون از سال هجرت دو سال ببود و نيمهء شعبان بيامد ، خداى عزّ و جلّ قبلهء پيغمبر به كعبه گردانيد و بفرمود تا روى سوى كعبه كند چون نماز كند ، و هم بدين شعبان روزهء ماه رمضان فريضه كرد . پس نخستين روزى از ماه رمضان خبر آمد پيغمبر را كه بو سفيان بن حرب كاروانى آورد از شام از آن مكّيان با خواسته هاى بسيار ، و با او عمرو بن العاص است و بو جهل . و به خبر مغازى اندر ايدون گويد كه هفتاد تن بودند . و جبريل بيامد و پيغمبر را خبر آورد و بشارت داد و گفتا بيرون شو و كاروان را طلب كن . و گذرشان به چاههاى بدر بود ، و چاره نيست ايشان را از گذر كردن آن جايگاه . پس پيغمبر عليه السّلام مردمان را گرد كرد و به روزه در بفرمود رفتن و گفت : خداى عزّ و جلّ مرا وعده كرده است كه خواستهء ايشان به من دهد و دين مرا عزيز كند و ايشان را بر دست من اسير كند . و نگفت كه ما هر آينه كاروان بگيريم . و مردمان پنداشتند كه كاروان بگيرند و رنج بسيار نبايد بردن . هفتاد تن برفتند هر كس به شتاب . و ديگر روز پيغمبر عليه السّلام بو لبابه را بر مدينه خليفت كرد و خود به شتاب برفت . و مردمان سوار و پياده برفتند از پس پيغمبر عليه السّلام ، و سلاح تمام