محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
101
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
فرستاد به حرب تا خون ريختند و خواسته ستدند و اسير گرفتند ، و او را هرگز سلامت نبود و دين او هرگز به پاى نخيزد . و عبد الله بن جحش خواسته ها به مدينه آورد با آن اسيران به نزديك پيغامبر عليه السّلام به شعبان اندر . پيغمبر عليه السّلام از آن تافته شد و او را گفت : چرا چنين كردى ، و من ترا اين نفرمودم كه به ماه حرام اندر اين چنين كن . و ياران پيغمبر همه عبد الله بن جحش را ملامت كردند و گفتند كافران و بتپرستان اين حلال ندارند كه تو داشتى اندر ماه رجب . و پيغمبر آن اسيران را باز داشت و آن خواسته بنهاد و دست به وى فراز نكرد تا خداى تعالى [ 178 a ] چه فرمايد . پس پيغمبر عليه السّلام خبر سعد بن ابى وقّاص و آن عتبه بن غزوان پرسيد كه ايشان كجااند . گفتند كه به فلان منزل كه نامش معدن است شترشان گم شد و به طلب شتر رفتند ، و بعد از آن خبر ايشان نداريم . پيغمبر را دل مشغول شد از بهر ايشان و ترسيد كه ايشان به دست دشمن افتند . و خبر آمد سوى پيغمبر كه قريش او را ملامت مىكنند كه به ماه رجب جنگ كرد و حرب فرمود ، و خون ريختند و اسير و خواسته بردند ، و هرگز به هيچ دين اندر اين حلال نيست . و آن مسلمانان كه به مكّه مانده بودند و هجرت نكرده بودند پيغمبر را كس فرستادند و گفتند كافران قريش ما را سرزنش مىكنند تا ايشان را چه جواب دهيم . پس خداى عزّ و جلّ اين آيت فرستاد و دل پيغمبر را خوش كرد و بىغم گرداند ، و عبد الله بن جحش را معذور گردانيد ، و كافرانى كه ايشان را ملامت مىكردند جواب باز داد . قوله تعالى * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيه قُلْ قِتالٌ فِيه كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ الله وَكُفْرٌ به وَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَإِخْراجُ أَهْلِه مِنْه أَكْبَرُ عِنْدَ الله وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ من الْقَتْلِ . 2 : 217 ) * و اين آگاهى به قريش رسيد و معنى آيت آن است كه آنكه كافران قريش مىكنند به حرم خداى تعالى و به خداى كافرند و خلق را از راه خداى و مسلمانى باز مىدارند و پيغامبر خداى و مسلمانان كه متابع او بودند از مكّه بيرون كردند ، اين بسيار بزرگتر است نزديك خداى تعالى از حرب كردن اندر ماه رجب و خون ريختن . * ( وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ من الْقَتْلِ . 2 : 217 ) *