محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
773
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
كه يافته بود از زر و سيم و گوهرها همه سوى وى فرستاد و تخت زرّين و تاج و متاعهاى ديگر و سلاحها و فرشها همه بفرستاد . و گروهى گويند كه دويست و پنجاه سرهنگ اسير بود و دويست و پنجاه و شش اشتروار بار از زر و گوهرها . و چون اين پسر ملك ترك نزديك مداين برسيد ، هرمز برنشست و پيش وى بيرون آمد از حرمت قرابت كه پسر خالش بود . چون برابر وى آمد ، مردانشاه سپاه فرود آورد و پيش ملك هرمز رفت و زمين بوسه داد و آن پسر ملك ترك نيز فرود آورد ، و او را بپرسيد . پس هرمز برنشست ، پسر ملك ترك خواست كه او نيز برنشيند ، مردانشاه يله نكردش و دستش بگرفت و پيش ملك برفت [ تا ] در ايوان . پس هرمز او را با هر كه با وى بود فرود آورد به سراهاى نيكو و اجرا بر ايشان براند و چهل روز بداشتشان تا ماندگى سفر ايشان بشد و بسيار برّ كردش و با وى عهد و ميثاق كرد و باز صلح كرد و ملكت تركستان به دو باز داد و او را خلعتهاى نيكو داد و صلت بسيار بخشيد و به دست مردانشاه سوى بهرام فرستاد ، و بهرام را نامه كرد كه او را به نيكويى باز فرست و آنجا باش تا بگويم كه چه كن .