محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

758

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر وفات نوشروان و مدّت پادشاهى او و پادشاهى هرمز و چون پيغامبر از مادر بيامد ، از ولايت نوشروان چهل سال گذشته بود ، و نوشروان هشت سال ديگر زنده بود از پس مولود پيغامبر ، پس بمرد و هرمز پسرش ملك بگرفت . و هرمز از دختر خاقان ترك آمده بود . و چون نوشروان خاتون را بخواست ، دختر خاقان ، رسولى بفرستاد ، و او را ده دختر بود يكى از خاتون بزرگ و ديگر از [ b 136 ] هر كسى ، و خاتون دختر ملكى بود از ملوك ترك . پس چون رسول نوشروان بيامد ، ملك ترك هر ده دختر پيش رسول به پاى كرد همه را آراسته ، مگر آنكه از خاتون بود . آن رسول آن دختر اختيار كرد ، گفت : بارى اگر نوشروان را فرزندى آيد اصلى باشد . پس رسول او را بياورد و نوشروان را او وى هرمز آمد . و هرمز ادب بياموخت و ملك را شايسته گشت و نوشروان او را ولى عهد كرد . پس چون نوشروان بمرد ، هرمز ملك بگرفت و همه كارها بر وى راست شد . و داد هرمز چنان بود كه از عدل نوشروان اندر گذشت ، و ملك عجم او را راست بيستاد ، و ضعيفان را نيكو داشتى و ظالمان را شكسته داشتى تا قوى و ضعيف همه راست شد و كس بر كس ستم نيارست كردن و جهان از داد وى پر شد . و هر سالى با سپاه بشدى از عراق به دينور و نهاوند ، و تابستان آنجا بودى ، و چون برفتى منادى بانگ كردى به سپاه اندر كه هيچكس مباد كه اسب به زمين كسى اندر راند . و سرهنگى بزرگ را بر آن كار كرده بود و هر كه فرمان نكردى او را عقوبت كردى تا از