محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
743
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خواه زره پوشيده و زبر آن جوشنى تمام تا ركاب ، و بر سر خود و [ بر خود بر ] سلسله و ساقين به [ دو ] دست اندر و ساعدين آهنين ، و برگستوان بر اسب ، [ و با هر مردى ] يكى نيزه و شمشيرى و يكى سپر ، و كمرى بر ميان و توبره و به كمر اندر عمودى آهنين ، و به يك سوى كوهه تبرزينى [ فرود آويخته ، و از پس كوههء زين تيردانى اندر وى سى چوبه تير ] ، و پس از اين كماندانى اندر او دو كمان و بر هر كمانى دو زه ، و بفرماى تا دو زه ديگر از پس فتراك بياويزد [ تا اگر آن زهها به حرب اندر بگسلد با وى زه بود . ] چون با مردى اين همه سلاح بديدى ، [ آن سلاحها بر او بنبيس تا هر گاه كه عرض كنى كه روزى خواهى دادن اگر از اين سلاحها يكى با وى كم باشد نپسندى و درمش ندهى . پس چون با مردى از اين سلاحها تمام يافتى بفرماى تا به ميدان اسب تازد و از اسب با سليح فرود آيد و برنشيند ، تا بدانى كه سوارى وى تا چه مايه است . پس بفرماى تا هر سليحى را جداگانه كار فرمايد [ تا بدانى كه از كار بستن هر سلاحى چه داند ، پس بدان مقدار كه دانش وى بينى او را روزى ده و بنويس ، از صد درم تا چهار [ هزار ] درم ، و اگر چه پياده است كم از صد درم مده ، و هيچ سوار را هر چند حربى و مبارز باشد بيش از چهار [ هزار ] درم مده . و اين كار به گردن وى اندر كرد و او را خلعت داد ، و بفرمود تا بر در سراى وى بر دكانى به اعزاز بنشاندند و آن مجلس گاه به بساط سوزن كرد بياراست و او را دستى مصلَّاى [ ديباه ] سوزن كرد بنهاد و كرسى بفرمود كه بر آنجا نشستى ، و سپاه را فرمود كه عرض كن . و منادى فرمود كردن به همه سپاه خويش كه خويشتن را بر وى عرض كنيد هر وقت كه وى فرمايد و چنان كه وى فرمايد با آن سلاح كه وى خواهد ، و چندانكه وى شما را روزى كند حكم وى جايز كردم . پس بابك ديگر روز بيامد و بدان مجلس بنشست و منادى كردند كه هر كسى كه خواهد تا روزى ملك بردارد و نام او اندر جريدهء عطا درست كند به ديوان عرض آيند با اسب و سلاح تمام ، چنان كه به حرب شوند ، و از هر مردى چنين سلاح خواهد ، و هر مردى آن سلاح بر [ گير ] يد كه آن را توانيد كار بستن ، و سه روز شما را زمان دادم تا هر كه سلاح تمام ندارد بسازد و [ هر كرا تمام نيست ] تمام كند ، [ چون ]