محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1019
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
پيغامبرى كند چيز مگوى . و آخرين ملكى به يمن اين بادان بود ، و از پس او كس آنجا نيامد ، و ملك به يمن و عجم بيكبارگى سپرى شد ، و بيش عجم را دولت نماند . و الله اعلم . ص 808 عنوان : ص و صب : چنان كه پيشتر ياد كردم ، در نسخهء ص ، عنوانى آمده است : « ياد كردن علامتهاى پيغامبر ما عليه السّلام كه به روزگار پرويز بود » - در اينجا عنوان اساس ما « ذكر علامات و معجزات پيغامبر ما عليه السلام » است . ص 812 عنوان : اساس : در نسخهء اساس ما عنوان « خبر حرب عرب و عجم بر سر ذى قار » آمده است كه پيشتر در نسخه هاى ص و صب و فا آمده بوده و ما آن را نقل كرديم - در اساس ما اين مبحث به تفصيلى تمام آمده است - ص 825 عنوان : اساس : « نسخت نامهء پيغامبر عليه السّلام كه سوى پرويز خسرو نوشته بود » عنوان اين صفحهء ما است كه پيشتر در طى عنوان ديگر آمده است و من نسخهء آن را نقل كردم . ص 828 عنوان : صب و ص : خبر شيروى بن پرويز . فا : حديث پادشاهى شيروى بن پرويز الملك و انتقال الملك اليه و ما كان فى زمانه من الحوادث . - تفصيل اين عنوان جز در اساس ما در نسخهء فا هم بتفصيل آمده - ص 844 عنوان : اساس : فقط در نسخهء اساس ما عنوان « پادشاهى اردشير شيرويه » آمده است و نسخهء فا : « حديث پادشاهى اردشير ملك فرس بن شيرويه » . ص 845 عنوان : ص و صب : « خبر شهريزاد » كه ظاهرا تصحيف خوانى « شهر براز » است . فا : حديث پادشاهى شهر ايران و الملكه - روايتها با اساس ديگرگون است و از نسخهء « فا » مىآورم : چون شهر ايران به پادشاهى بنشست سپاه عجم را از ملكى او كار آمد و نتوانستند پيش او نماز بردن . پس تدبير كشتن او كردند ، و رسم چنان بود كه چون ملك برنشستى حرس ده امير و سرهنگان صف بزدندى و بر پشت اسب بيستادندى تا ملك بيرون آمدى . روزى اين شهر ايران