محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
953
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
مدّت چهل سال و او را جدّهاى بود و آن جدّه خواستى كه برادر او را به ملك بنشاندندى ، و بس حيلتها همى كرد كه مگر او را هلاك كند ، ملك آگاه شد ، و آن جدّه ى خود را بكشت و برادرش را بكشت و چهل سال به ملك بنشست و پس بمرد ، و بعد از او پسرش بنشست نام نواسا ( ؟ ) و بيست و نه سال پادشاهى كرد و بمرد . - پس از اين مبحث عنوانى آمده است و دنبالهء مبحث اساس ما را ندارد - عنوان : فا : حديث حزقيا الملك و شعيا النّبى مع سنخاريب - پس از چهار سطر از اين عنوان ظاهرا برگى از نسخهء « فا » افتاده است ، آنچه باز مانده برابر است با سطر 4 . س 4 : فا : باز از پس او پسرش بنشست نام او هاقيم بن ناقيم و چون از ملك او سه سال بگذشت بنى اسرائيل فساد كردند بسيار ، و اين شعيا پيغمبر ايشان را پند داد و آن ملك بنى اسرائيل دست به دست همى شد و بنى اسرائيل فساد همى كردند ، و چون شعيا ايشان را به خداى تعالى همى خواند آهنگ آن كردند كه او را بكشند و او از ايشان بگريخت و از شهر بيرون شد ، و خداى تعالى درختى را بفرمود تا از هم باز شد و شعيا در ميانهء آن پنهان گشت . ابليس بيامد و رداء شعيا اندر ميان بگرفتت تا ريشهء رداش از بيرون بماند ، و چون درخت فراهم شد بنى اسرائيل به طلب شعيا آمدند و بر پى او همى رفتند . چون نزديك آن درخت رسيدند ، ريشه رداى او را بديدند بدانستند كه شعيا به ميان آن درخت اندر است . ارّه بياوردند و آن درخت را با شعيا به دو نيم كردند . پس بخت نصر بعد از بسيار سال از زمين موصل باز آمد با سپاه بسيار و مروان ملك را كه به بيت المقدّس بود اسير كرد و بيت المقدّس بگرفت و آن ملك را چشمها كور كرد و فرزندانش را پيش وى اندر بكشت و مزكت بيت المقدس و همه شهرها را ويران كرد و بنى اسرائيل را با اين ملك و با پيغامبران برده كرد و همه را به زمين بابل برد پيش ملك عجم ، و ملك عجم آن روز گشتاسپ بود و پسر لهراسب ، و ملك شام و بيت المقدس همه گشتاسپ بخت نصر را داد و اكنون خبر لهراسب گويم و باز به خبر گشتاسب شوم ، و چون كيخسرو ابن سياوش از افراسياب بستد ( كذا ، شايد : كين ) و او را بكشت و با ملك خود باز آمد و توبه كرد و خلق او را گفتند ما را ملكى نامزد كن و او به لهراسب اشارت كرد و كيخسرو ناپديد شد ، آن شب و لهراسب به ملك عجم بنشست . ص 460 س 21 تا س 25 : عنوان : [ خبر لهراسب ] و مطلب دنبال آن در نسخه هاى ما نيامده است نه در ص و نه در صب و نه در فا . ص 461 عنوان : فا : خبر لهراسب الملك و الايفاد بخت نصر الى العراق . ص : خبر لهراسب . صب : خبر لهراسب الملك - عبارتها در نسخهء فا ديگرگون است نمونه وار مىآورم : س 1 : فا : پس كيخسرو از ميان خلق بيرون [ شد ] و دست از ملك بداشت ، و لهراسب به ملكت بنشست