محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

917

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

س 15 : صب : سديگر بحرى ( ؟ ) و سه كوه از او به مدينه افتاد . . . سديگر را رقان . . . فا و فب ندارد اين را . ص 324 ص 4 : ص و صب : معنى اين ظاهر است از روى لغت عربيت و معنيش آن است فلما تجلى . س 24 و 25 : صب : چنان كه ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام كز طاعت بپرداختند از بناى كعبه توبه خواستند و آنجا گناه ايستاده نبود . فب : ندارد اينها را و ظاهرا افتاده است . ص 325 س 12 : صب : خداى گفت آنكه دعوى رؤيت ما كند بر حقيقت در وقت مسئله و ايجاب نظر بجز ما نيفكند . موسى گفت توبه كردم و گروهى گفتند او دانست كه بدين جهان نتوان ديدن و ليكن خواست كه علت اين توحيد بداند و توحيد را علَّت نيست و طلب كردن علت توحيد خطا است و همچنين شريعت را طلب علت نبايد كردن و آنچه باطنيان گويند بىراهى است . ص : روايت اين نسخه در اين بخشها فشرده تر است تا صفحه 330 چاپى ما كه عنوانى آمده است و به جاى خود ياد مىكنم . فب : ندارد اين بخش را . س 21 : صب : در اين نسخه عنوانى آمده است كه نه در نسخهء اساس ما و نه در نسخهء ص آمده است و بدين گونه است : « حديث آن هفتاد تن از بنى اسرائيل كه با موسى بودند » البته عبارتى از نسخهء ما پيش از عنوان بايد آمده باشد « چون موسى عليه السلام به هوش . . . او را بديدند » . ص 326 س 10 : صب : پس چون ايشان بر سر كوه بمردند موسى متحيّر شد تنها و ايدون دانست كه اين مردمان از بهر آن . . . فا و فب : اين بخش را ندارد . ص 327 س 7 : صب : * ( ذُكِّرُوا به 5 : 13 ) * . و اين چنين نه صفت پيغامبران باشد پس موسى چون باز آمد قوم را ديد . . . س 25 : صب : * ( الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ 7 : 150 ) * . هارون گفتا دشمن بر من شاد مكن . . . فب : ندارد اين بخش را . ص 328 س 3 : صب : * ( أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ 7 : 151 ) * و اين مناظرهء موسى با هارون معاتبه بود و اينكه موسى گفت چرا ايدون نكردى و جواب هارون كه چرا نكردم كه چرا از ميان ايشان بيرون نشدم و از پس . . . فب : ندارد اين بخش را هم .