محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
915
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 313 س 21 : صب : و گروهى گفتند خدا است و خداى يكى است و پدر عيسى و پدر و مادر و پسر سهاند چنان كه خداى گفت از ايشان * ( لَقَدْ كَفَرَ . . . 5 : 73 ) * فا و فب : ندارد اين بخش را هم . ص 314 س 17 : صب : * ( أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ به قَبْلَ مَوْتِه 4 : 159 ) * گفتا اگر جهودى يا ترسايى را به شمشير پاره كنى يا سباع مرو را بخورد يا از بام يا از كوهى بيفتد به هيچ حال جان از تن او بيرون نيايد تا به عيسى مقرّ نيايد كه عيسى بندهء خداى است و پيغامبر و آن ايمان او را منفعت ندارد . فا و فب : ندارد اين مطلب را . ص 315 س 16 : صب : خلفك دابة ( ؟ ) و دو روز موج كرد تا آن همه خلق را كه با او بودند بر لب دريا برانداخت و هنوز آن موج از آن جاى باز ننشست و نيز ننشيند تا رستخيز . فا و فب : ندارد اين بخشها را . ص 316 س 12 : ص و صب : سامرى دانست كه اندر ايشان خير نيست به دل اندر كرد كه من ايشان را هلاك كنم - ديده مىشود كه با اساس تغاير چندان ندارد از لحاظ عبارت . - فا و فب : ندارد اين را هم . ص 317 س 1 : ص : * ( « وَكَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي » 20 : 96 ) * ندارد . ادامه چنين است : يعنى جبريل و خداى فرموده بود كه بنى اسرائيل را از فرعون برهاند و ترا به خود خوانم به كوه طور سينا با تو مناجات كنم و تورية كلام خويش به الواح اندر نبشته ترا دهم تا به قوم خويش آرى - تغاير عبارت چندان نيست . - فا و فب : ندارد اين عبارتها را . ص 318 عنوان : ص و صب : خبر شدن موسى عليه السّلام به مناجات و گوساله پرستيدن قومش ( صب : قوم ) . س 6 : ص : پس جبريل بفرمودش كه يا موسى به كوه طور سينا شو و سى روز روزه دار . صب : پس جبريل عليه السلام موسى عليه السلام را وعده كرد از خداى و بفرمودش كه به طور سينا شود سى روز روزه دار تا شكم و اندام تو همه فريشته وار گردد . فب : ندارد اين مطالب را و ظاهرا افتاده است .