محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

685

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

[ جلد دوم ] پادشاهى نوشروان بن قباد پس نوشروان بر تخت نشست و تاج بر سر نهاد و عدل كرد ، و به وقت پدرش مردمان از وى عقل و تدبير ديده بودند . چون او نشست مردمان شاد شدند ، و نخست چيزى كه فرمود آن بود كه بفرمود تا مزدكيان را بكشتند و هر مالى كه اندر دست ايشان بود خداوندان را باز دادند ، و هر چه را خداوند نبود به درويشان داد ، و هر زنى كه ايشان داشتند به خداوندان باز دادند . و درويشان را گفت : كار كنيد و از مردمان چيزى مخواهيد . هر كه تن درست داشت ايشان را كشاورزى فرمود ، و هر كه تن درست نداشت يا نابينا بود از خزانهء خويش چيز داد و گفت نخواهم كه اندر پادشاهى من درويش بود . و نيز مر كشتاورزان را بفرمود تا هيچ زمين بىكار نماند ، و هر كه تخم نداشت از خاصّهء خود فرا داد ، و هر كجا زمين ويران بود فرمود تا آبادان كردند ، و هر زنى كه شوى نداشت و او را به شوى حاجت بود به شوهر دادندش ، و هر زن كه درويش بودى از خزانه چيز دادندى . و مرد را نيز بفرمود تا زن دادند و كدخدايى از خاصّهء خود بدادى و كار او بساختى ، و سپاه را بنگريست و روزيهاشان بداد و صلت بخشيد ، و آتشخانه ها را تعهّد كرد و هير بدان را چيز داد ، و حاكمان و كارداران را بگزيد مردمانى پارسا و ثقه ، و كارهاى دين و دنيا راست كرد ، و به پنج سال اندر ملك بر وى راست شد . و هر چه اردشير بابك را كتب بود و سيرتهاى نيكو و عهد و