محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
871
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
بمرد . چون حوّا به چهارم فرزند بار گرفت ابليس آدم را گفت : اى آدم من . . . س 13 : ص و صب : پسر باشد مرا بخشى . فا و فب : ظاهرا افتادگى دارد . ص 60 س 14 : ص و صب : فرزند رهى و چاكر تست اين بحقيقت نه رهى و نه چاكر باشد و لكن در عادت دوستى باشد كه چنين گويند كه چنين گويند و آدم . فا و فب : ظاهرا افتادگى دارد . ص 61 عنوان : ص : حديث كشتن قابيل و هابيل كه چگونه بودند . صب : حديث هابيل و قابيل فرزندان آدم عليه السّلام . ص 1 : ص : پس از بعد شيث آدم را عليهما السلام فرزندان اندر پيوستند و هر فرزندى كه بيامدى دو بودى ، صب : پس از پس شيث آدم عليه السلام فرزندان اندر پيوست هر فرزندى كه بزادى دو بياوردى به يكى شكم يكى نر و يكى ماده و هر دختر كه با اين پسر زادى بدان پسر دادى ص 14 : ص : پس چون قابيل لجاج كرد آدم گفت برويد و قربان كنيد تا هر كه را قربان بپذيرند اين دختر او را دهم ، صب : با اندك اختلاف : برويد ، بشويد فا و فب : افتادگى دارد ظاهرا ص 62 س 6 : ص : هابيل گفت : خداى عزّ و جلّ از ترسكاران بپذيرد و گر تو به كشتن من دست دراز كنى من دست دراز نكنم . س 6 : ص و صب : همى شكهيد س 16 : ص و صب : پس چون قابيل هابيل را بكشت س 17 : ص و صب : ندانست او را چه كند و كجا پنهان كندش . . . كلاغ را بفرستاد . فا و فب : افتادگى دارد ظاهرا ص 63 س 1 تا پايان : شعرها در اين نسخه نيز آمده است . فا و فب : باحتمال افتاده است . ص 64 عنوان : ص : حديث بيرون آوردن ذرّيت از پشت آدم عليه السّلام . صب : برون آوردن ذرّيت از پشت آدم عليه السلام س 2 : صب : باز هندوستان شدى س 3 : ص و صب : وادى نعمان