محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
863
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 26 س 1 : ص : او را انباز گويند س 5 : ص و صب : كه از آن خلق را منفعت باشد پس گفت س 7 : ص و صا : روزى او زيادت و نقصان نباشد س 10 : ص و صب : . . . و الشقاوة و السعاده . گفت آنكه خداى خواهد سترد ( صب : و بدل كند ) مگر چهار چيز روزى و اجل و شقاوت و سعادت كه از اين پرداخته است پس جهودان گفتند س 13 تا 15 : مضمون تا حدودى مشترك است و عبارت ص 27 س 1 تا 4 : ص و صب : تا حدودى مضامين مشترك است و عبارات ، فا ، فب : افتادگى دارد باحتمال . س 5 : ص و صب : و مردمان علما اختلاف كردند به آفرينش س 7 تا 9 : ص و صب : عبارتها مختلف است و مضمونها يكسان س 11 : ص و صب : دحيها و از پس اين زمين را باز كشد زير آسمان اندر از پس آنكه آسمان آفريده بود پس اين آيت س 22 : ص و صب : روز رستخيز چون ويران گردد هم دود شود چنان كه خداى عزّ و جلّ گفته : * ( فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ 44 : 10 ) * و اين هفت آسمان س 22 : ص و صب : آيه « و للارض أشيا . . . » ندارد . ص 28 س 1 : ص و صب : به جاى آيهء ياد شده در اساس آمده : * ( فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ في يَوْمَيْنِ وَأَوْحى في كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها 41 : 12 ) * چون هفت آسمان راست كرد . . . س 3 : ص و صب : دنبالهء آيهء * ( « زَيَّنَّا . . . » 41 : 12 ) * آمده است . . . * ( الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَحِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ 41 : 12 ) * گفت ستارگان را بر آسمان فرودين ( صريحا » كردم تا زينت و آرايش بود اين آسمان فرودين را ، فا و فب : عبارت ناهمگون است س 10 : ص و صب : * ( رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَجَعَلْنا من الْماءِ 21 : 30 ) * گفتا نديدند س 15 : ص و صب : در اساس ما آيهء : * ( أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَمَرْعاها 79 : 31 ) * ، آورده و شرح و تفسير كرده و سپس * ( وَالْجِبالَ أَرْساها 79 : 32 ) * ، در حالى كه دو نسخهء ص و صب كلّ آيه را با هم مىآورد . فا و فب : ظاهرا افتاده است . ص 29 س 7 : ص و صب : * ( وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً 71 : 16 ) * آفتاب را گاهى س 17 : ص : بخش درون كروشه را از نسخهء ص گرفتيم