محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

859

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

كه ديو چيزى تواند كردن و پيغامبر عليه السّلام گفته است كه عجله در هيچ چيز مباح نيست كه كند مگر در سه چيز : يكى آنكه دخترى بود به شوهر دهدش ، و يكى آنكه مرده را زود به گور كند ، و سديگر آنكه طعام زود به بر مهمان برند . و اوّل چيز كه بيافريد يكشنبه ابتدا كرد و همى آفريد تا روز آدينه آخر ساعت ، و روز شنبه هيچ چيز نيافريد ، و جماعتى از جهودان بيامدند و پيغامبر عليه السلام پرسيدند كه اى محمّد ! خداى اين جهان را به چند روز آفريد گفت به شش روز . گفتند از كدام روز ابتدا كرد گفت از روز يك شنبه تا روز آدينه همى آفريد و آفرينش همه خلق جهان تمام گشت . گفتند هر روزى چه آفريد . گفت روز يك شنبه و دوشنبه زمين آفريد و آنچه به دو اندر است از منفعتها و مضرّتها ، و روز چهار شنبه درختان آفريد و آنچه با وى است ، و آب و آنچه بندگان را بايد ، و روز سه شنبه كوهها آفريد و آنچه به دو اندر است از منفعت و مضرّت ، و همه كار زمين به چهار روز تمام شد و به نبى اندر ياد كرد و گفت : * ( قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الأَرْضَ في يَوْمَيْنِ 41 : 9 ) * - 9 / 41 - گفت شما همى كافر شويد به خداى كه اين زمين را به دو روز آفريد ، * ( وَتَجْعَلُونَ لَه أَنْداداً 41 : 9 ) * - 9 / 41 - و او را همى انباز گويند . . . س 3 تا پايان : ص و صب و فا : با متن اساس ما ناهمگون است و نمونه را صورت نسخه بدلها را كه در آفرينش جهان است آوردم . ص 12 عنوان : فا : ندارد . س 7 : فا : جهودان خيبر را و آن بنى قريظه را و آن فدك را و وادى القرى را گرد كردند س 1 : فا : همه تورات بنگريدند و بجستند هر كدام صعبتر . ص 13 و ص 14 فا : نيمى از صفحه ها در عكس مخدوش و ناخوانا است . س 6 : فا : آن ستارگان ايستاده چه فعل آيد و هر ستاره را رفتن به كدام فلك اندر است و رفتنشان چگونه است . در اين نسخهء فا مسئله را يك يك مىشمارد بر خلاف ديگر نسخه ها . س 16 : فا و فب : مسئلهء دهم گفتند بپرسيدش كه اصحاب الكهف كه بودند و چه مردمان و چند تن بودند و به كدامين روزگار اندر بودند و چه دين داشتند . مسئلهء يازدهم گفتند بپرسيدش تا اصحاب الاخدود كه بودند و چه دين داشتند . ص 15 س 1 : فا و فب : مسئلهء دوازدهم و روح چيست و آفريدن روح چگونه است و نيز خداى تعالى را بر پشت . . . س 2 : فا و فب : چنان كه گذشت اصحاب الكهف را مقدّم بر اصحاب الاخدود آورده .