محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
807
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ملك الروم سوى حبشه همى فرستاد ، هزار كشتى بار بود همه زر و گوهر و مرواريد و ياقوت و ديبا ، و كشتيها را باد غرقه كرده بود ، موج آمده بود و دست پرويز افتاده ، و آن را گنج باد آورد نام كرده بود . پرويز گفت : من بدين گنج سزاوارترم كه اين را باد سوى من آورده است . و نيز مر پرويز را پنجاه هزار اسب بود و استر كه توبره بر سر ايشان آويختندى ، و از جملهء آن هشت هزار اسب مركب بود خاصّه ، و نيز هزار پيل بودش ، و نيز به كوشك اندر دوازده هزار كنيزك بود بنده و آزاد ، رامشگر . و نيز دوازده هزار اشتر بودش كه آن را تركى خوانند و ديگر چيزها بود او را كه هيچ ملك را نبود . چون زرمشت افشار و دستارى كه دست را بدان ستردى اندر وى ، و چون شوخگن شدى در آتش افگندى و نسوختى جز شوخ آن . و مطربى داشت چون باربد و سابرسربودس ( ؟ ! ) و چون از ملك پرويز بيست سال بگذشت پيغامبر عليه السّلام به مكّه بيرون آمد ، و چون سى و هشت سال تمام شد ، پيغامبر هجرت كرد . اكنون آيتها و علامتهاى پيغامبر ما بگوييم عليه السّلام .