محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

805

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

درم به خانه برد و كودكان خويش را داد و بدرودشان كرد و ديگر روز نزديك بهرام آمد و بار خواست ، و دشنه‌اى به زهر آب [ a 146 ] داده به آستين اندر پنهان كرده بود ، بار دادندش ، بهرام را گفت : جاى خالى كن . آن ترك فراز بهرام شد و آن دشنه به پهلوى بهرام اندر زد . بهرام او را بگرفت و آواز داد . كسهاى بهرام اندر آمدند و ترك را پيش خاقان بردند . بپرسيد از وى كه چرا كشتى بهرام را ؟ آن ترك گفت : مردى مرا بيست هزار درم داد كه پيش خاتون آمده بود . خاقان گفت : مردانشاه را طلب كنيد . وى بگريخته بود . پس آن ترك را بكشتند و بهرام چون شب آمد بمرد . و پس گرديه خواهرش بود و زنش بود ، و به مردى چون بهرام بود ، او را به تابوت اندر كرد و به زمين قومش آورد و آنجا به ستودان كرد و گرديه برفت و به خراسان شد . بسطام او را به زنى كرد ، و چون بسطام عاصى شد ، پرويز كس فرستاد به گرديه كه بسطام را بكش و بياى كه من ترا به زنى كنم . وى بسطام را بكشت و پس به مداين رفت ، و كسرى او را به زنى كرد .