محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

19

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

* ( نَزَلَ به الرُّوحُ الأَمِينُ ، عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ من الْمُنْذِرِينَ 26 : 192 - 194 ) * . گفت : اين قرآن فرستادهء پروردگار جهان است فرود آورد آن را جبرئيل عليه السّلام بر دل تو تا باشى از بيم كنندگان . و امّا آنچه پرسيدند كه خداى عزّ و جلّ را پيغامبر چند بوده است مرسل و چند نامرسل . پيغمبر عليه السّلام گفت : خداى عزّ و جلّ را صد هزار و بيست هزار و چهار هزار پيغامبر بوده است از مردم و از فرشته ، و سيزده مرسل بودند ، و اوّلشان آدم بوده است و آخرشان منم كه محمّدم . چنان كه خداى تعالى گفت : * ( ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ من رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ الله وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ 33 : 40 ) * . گفت نيست محمّد پدر هيچ مرد از مردان شما و ليكن او پيغمبر خداى است و مهر پيغمبران . و امّا آنچه پرسيدند از حديث آن ملك كه نام او به تورات اندر است و صفت او كردند ، پيغمبر عليه السّلام گفت : آن دجّال است و او به آخر الزّمان بيرون آيد و شما به دو نرسيد . و از علامتهاى آخر الزّمان يكى بيرون آمدن اوست . و اين قصّهء دجّال بدين كتاب اندر ياد كرده آيد به جايگاه خويش . امّا آنچه پرسيدند كه گور سليمان عليه السّلام كجا است و كى بود و كه آنجا رسيده است از آدميان . گفت : گور سليمان به ميان هفت دريا اندر است و اين قصّه نيز بدين كتاب اندر گفته آيد بتمامى به جايگاه خويش . و اما آنچه پرسيدند كه آن كس كه بود كه با خداى عزّ و جلّ انبازى گرفت و بدين جهان اندر بهشتى كرد ، پيغمبر عليه السّلام گفت آن كس شدّاد عاد بود كه با هود پيغمبر عليه السّلام مناظره كرد و گفت من خود بهشتى كنم بدين جهان بر مثال بهشت خداى تو . و اين قصّه نيز بدين كتاب اندر گفته آيد به جايگاه خويش . و امّا آنچه پرسيدى كه آن بهشت كجا بود و اكنون كجا است و كه رسد از آدميان آنجا و صفت آن چيست ، پيغمبر عليه السّلام آن نيز بگفت ، و اين قصّه نيز به جايگاه خويش گفته آيد . و امّا آنچه پرسيدند كه اوّل كسى كه بود كه شراب مست كننده خورد و رودها جنبانيد و پوستها بربست و بزد ، پيغمبر گفت عليه السّلام كه اين هر سه كار قابيل بن آدم كرد و اصل اين از او خاست و او آورد بدين جهان اندر . و اين قصّه ها همه گفته